بررسی دیدگاه کیث وارد پیرامون زمانمندی خدا با تکیه بر آرای ملاصدرا1
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه اصفهان
2 استادیاردانشگاه اصفهان
3 دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان
4 استادیار دانشگاه اصفهان، گروه فلسفه اسلامی
doi
10.22099/jrt.2017.4492چکیده
یکی از مباحث برجستهی الهیاتی پرداختن به صفت ازلیت خداوند است. دربارهی مبحث ازلیت دو دیدگاه وجود دارد: فرازمانی و زمانمندی. غالب فیلسوفان قرون وسطی و نیز فلاسفهی جهان اسلام دربارهی ازلیت خداوند دیدگاه فرازمانی داشتند که براساس آن، خداوند موجودی غیرزمانمند فرض میشود که برای او درنظرگرفتن آغاز و انجام زمانی بیمعناست. در دیدگاه زمانمندی که توسط برخی از فیلسوفان دین معاصر مطرح شده است، ازلیت خداوند رنگوبویی زمانی مییابد و به این معناست که خدا در همهی زمانها بوده، هست و خواهد بود. این مقاله میکوشد با واکاوی آثار کیث وارد که در زمرهی فیلسوفان متأله معاصر قرار دارد، استدلالهای او را در مقام توجیه زمانمندی خدا تحلیل نماید و بدینوسیله، تقریری روشن از دیدگاه او درخصوص ارتباط خدا با موجودات زمانمند ارائه کند. همچنین میکوشد با عرضهی دیدگاه کیث وارد به نظام فلسفی ملاصدرا، به ارزیابی آرای وی بپردازد و درنهایت نشان دهد که براساس شیوهی خاص حکمت صدرایی، چگونه میتوان ضمن حفظ دیدگاه فرازمانی درباب ازلیت خداوند، تفسیر معقولی از ارتباط خدا با موجودات مادی ارائه داد.