بررسی کارآیی روش شهودی و حجیت معرفتشناختی آن در تحلیل پدیدۀ آگاهی با تأکید بر مکتب اشراق
نویسندگان
1 دکتری فلسفۀ اسلامی دانشگاه باقر العلوم (ع)
doi
10.22061/orj.2023.1910چکیده
شهود به مثابۀ یک روش، مبنای بسیاری از استدلالهای فلسفی در حوزۀ علم النفس و آگاهی است. آگاهی و ادراک در عین حال که از سادهترین و بدیهیترین پدیدارهای جهان ما است، اما در عین حال پیچیدهترین مسائل فلسفی درخصوص آن پدید آمده است. مکاتب مختلف فلسفی بسته به نظام فکری خود پاسخهای متعددی به پرسش چیستیِ آگاهی و ادراک دادهاند. برخی استدلالها از دادههای حسی و دانش تجربی برای پاسخ ÷به این پرسش بهره گرفتهاند و برخی دیگر مبانی نظری و عقلی را بنمایۀ براهین خود قرار دادهاند. در این میان برخی فیلسوفان از یافتههای شهودی برای تبیین آگاهی و ادراک بهره جستهاند. با وجود آنکه استفاده از دادههای شهودی شیوع بسیاری بهویژه در میان اندیشمندان مسلمان دارد اما شهود به مثابۀ یک روش در استدلالهای علم النفسی سامان نیافته است. در این پژوهش سعی میگردد، چگونگی استفاده از شهود و کارایی آن در نظامهای مختلف فلسفی و به ویژه در سه مکتب محوری مشاء، اشراق و حکمت متعالیه، در خصوص مسائل علم النفس مورد بحث قرار گیرد. بهنظر میرسد، روش شهودی، روشی نظاممند و کارا برای حلّ مسائل حوزۀ آگاهی و ادراک است.