بررسی تأثیر عملکرد زیستمحیطی، اجتماعی و راهبری بر عملکردهای مالی و غیرمالی شرکت: نقش تعدیلکنندگی ویژگیهای ساختاری مدیریت
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت حسابداری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2024.380998.1008999چکیده
هدف: از یکسو، در عصر جهانی شدن، بهبود عملکرد مالی و غیرمالی شرکت، همواره در کانون توجه ذینفعان بوده است و از سویی دیگر، پس از رویدادهای گرمایش جهانی، سقوط بازار و بحرانهای اقتصادی، ذینفعان آگاه شدهاند که عملکرد زیستمحیطی، اجتماعی و راهبری، بهعنوان یکی از مؤلفههای غیرمالی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا میتواند بر عملکرد مالی و غیرمالی شرکت تأثیر بگذارد. عملکرد مالی و غیرمالی شرکتها با عناصر ساختاری مدیریت و ترکیب هیئتمدیره پیوند خورده است. مدیران بهعنوان نمایندگان ذینفعان، باید حافظ منافع آنان باشند؛ اما کلیه تصمیمهای استراتژیک آنها، از جمله تصمیمهای مربوط به فعالیتهای زیستمحیطی، اجتماعی و راهبری، تحت تأثیر ویژگیهایشان قرار میگیرد. یکپارچگی عوامل ESG در ویژگیهای مدیریت، استراتژیها و شیوههای شرکت را تغییر میدهد. شرکتهایی که این عناصر را در اولویت قرار میدهند، احتمالاً شهرت خود را افزایش میدهند، سرمایهگذاری را جذب میکنند و به رشد پایدار دست مییابند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیلکنندگی ویژگیهای ساختاری مدیریت بر تأثیر عملکرد زیستمحیطی، اجتماعی، راهبری بر عملکرد مالی و غیرمالی شرکت است. روش: چهار فرضیۀ پژوهش با استفاده از اطلاعات ۱۶۶ شرکت پذیرفته شده در شرکت بورس اوراق بهادار تهران، در دورۀ زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ (شامل ۱۶۶۰ مشاهده شرکت ـ سال) و بهکارگیری رگرسیون چندمتغیره آزمون و تجزیهوتحلیل شدند. عملکرد زیستمحیطی، اجتماعی و راهبری با استفاده از الگوی ملکیان، فخاری و جفایی رهنی (۱۳۹۶)، عملکرد مالی بهکمک کیو توبین و عملکرد غیرمالی با استفاده از سرمایۀ ساختاری اندازهگیری شد. در مجموعه ویژگیهای ساختاری مدیریت، چهار ویژگی ثبات و استحکام مدیریت، استقلال هیئتمدیره، تنوع هیئتمدیره و توانایی مدیریت بررسی شد. یافتهها: عملکرد زیستمحیطی، اجتماعی و راهبری بر عملکرد مالی و عملکرد غیرمالی تأثیر مثبت و معناداری دارد. ثبات و استحکام مدیریت و توانایی مدیریت، تأثیر مثبت عملکرد زیستمحیطی و اجتماعی و راهبری بر عملکرد مالی را تقویت میکنند؛ اما استقلال هیئتمدیره و تنوع اعضای هیئتمدیره بر این تأثیر نقش تعدیلکنندگی ندارند. ثبات و استحکام مدیریت، استقلال هیئتمدیره، تنوع اعضای هیئتمدیره و توانایی مدیریت، تأثیر مثبت عملکرد زیستمحیطی و اجتماعی و راهبری بر عملکرد غیرمالی را تقویت میکنند. نتیجهگیری: فعالیتهای زیستمحیطی و اجتماعی و راهبری که با اهداف توسعۀ پایدار هماهنگ هستند، در شکلدهی مجدد تخصیص منابع شرکت نقش مهمی ایفا میکنند. در گفتمان معاصر روی شاخصهای عملکرد پولی با تمرکز ویژه بر عملکرد مالی بسیار تأکید شده است؛ در حالی که تحقق هنجارهای زیستمحیطی و اجتماعی، بهمنظور تضمین پایداری شرکت، مستلزم توجه به هر دو بُعد عملکرد شرکت، یعنی عملکردهای مالی و غیرمالی است. مدیریت بهعنوان سکاندار هدایت و رهبری شرکت، میتواند از طریق تصمیمهای مرتبط با فعالیتهای زیستمحیطی و اجتماعی و راهبری و تلاش برای بهبود عملکرد غیرمالی شرکت، با کاهش تعارضهای بالقوه بین جامعه و شرکت و کاهش هزینههای مرتبط، به بهبود عملکرد مالی آن نیز کمک کند. در این پژوهش، برای نخستین بار تأثیر عملکرد زیستمحیطی، اجتماعی و راهبری بر عملکرد مالی و غیرمالی، بهطور همزمان بررسی شده است و در عین حال، بهصورت جامع، به ارزیابی نقش تعدیلکنندگی جنبههای گوناگون ویژگیهای ساختاری مدیریت بر این تأثیر پرداخته شده است.