مفهوم تفکرانتقادی از دیدگاه فوکو و دلالت‌های تربیتی منتج آن (اصول و روش‌های تربیتی)

نویسندگان

1 استادیار، گروه برنامه ریزی درسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

3 دانشیار، گروه فلسفه تعلیم و تربیت و برنامه ریزی درسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی،

doi
10.22034/naes.2024.488821.1601
چکیده

هدف پژوهش حاضر، استنتاج دلالت‌های تربیتی مستخرج از مفهوم تفکر نقادانه میشل فوکواست. جهت دستیابی به این هدف از روش تحلیلی-استنتاجی بهره گرفته شده است. فوکو به عنوان یک نظریه‌پرداز پست مدرن نگاهی نقادانه به مسائل دارد که آنها چگونه شکل گرفته‌اند؛ بر اثر چه نیازهایی به وجود آمده‌اند؛ و چگونه تغییر یافته و جابه جا شده‌اند. مفهوم تفکرنقادانه از منظر فوکو رد هرگونه کلیت است و نقادی را از طریق شالوده شکنی ممکن می‌داند. شرط لازم برای نقد مسائل فرهنگی و اجتماعی نزد فوکو بازآفرینی است؛ فوکو در ارتباط با پرورش تفکر نقادانه بر شرایط موجد اندیشه که در ساخت تجربه ذهنی با گفتمان دارد تأکید می‌نماید.در زمینه مفهوم تفکر نقادانه در تعلیم و تربیت، فوکو تأکید بسیاری بر تربیت فراگیر نقاد توسط معلمانی با ذهن خلاق دارد به طوری که بتوانند متون و برنامه درسی را همچون مسائل اجتماعی خود با توجه به فرهنگ دیگری نقد و تفسیر نمایند. براساس اصول به دست آمده از اندیشه‌های فوکو در جامعه تکثرگرای امروزی فراگیران نیاز به توانایی‌هایی دارند که بتوانند روابط دیدگاه‌های مختلف در باره مسائل پیچیده را ارزیابی کنند و در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی سهیم باشند. از دیدگاه فوکو باید به دانش‌آموزان فرصت داده شود تا ظرفیت نقادانه خود را افزایش دهند و چنین ظرفیتی را برای مبارزه و تغییر صور سیاسی و اجتماعی موجود به جای سازگاری صرف با آنها گسترش دهند. دراین راستا پژوهش حاضر با کشف مفهوم تفکر انتقادی ازمنظر فوکو به استنتاج دلالت‌های تربیتی برخاسته از این مفهوم وی و با بهره‌گیری از الگوی فرانکنا پرداخته است.