هستی‌شناسی «جامعه»؛ مستنبط از هستی‌شناسی کمّ منفصل (با تأکید بر مقایسه آراء آیت الله مصباح‌یزدی و علامه طباطبایی)

نویسندگان

1 استادیار، عضو گروه فرهنگ و هنر دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)

2 دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم (ع)

doi
10.22061/orj.2023.1909
چکیده

پرسش از وجود جامعه مبتنی بر اندیشه‌های فلسفی مختلف، پاسخ‌های متنوعی می‌یابد. در این مقاله مبتنی بر تبیین حکمی کمّ منفصل(عدد) در صدد پاسخ به این پرسشیم. داده ­های مقاله با روش اسنادی جمع­آوری شده و تحلیل داده­ها، مبتنی بر روش قیاسی-برهانی است. آیت الله مصباح عدد را در زمرۀ معقولات ثانویه فلسفی می‌داند که وجود خارجی ندارد و علامه طباطبایی عدد را در زمرۀ اعراض و مفاهیم ماهوی می‌داند. رویکرد علامه در قبال کمّ منفصل، مسیری برای اثبات وجود حقیقی جامعه خواهد گشود؛ چه آن­که ایشان معتقد به وجود خارجی عدد است و لذا مبتنی بر نظر ایشان، جمع افراد در خارج منتهی به وجود حقیقی جدیدی می­شود که بر پایۀ تعداد آن جمع هویت می­یابد. اما مبتنی بر رویکرد آیت الله مصباح یزدی در قبال عدد، وجود جامعه از یک امر ذهنی فراتر نمی‌رود. تحلیل حکمی از عدد اگرچه برای هستی­شناسی جامعه راه­گشاست، اما ظرفیت آن برای پاسخ به بسیاری از موضوعات جامعه­ شناختی محدود است و لذا این مدخل فلسفی در کنار سایر مداخل فلسفی می­تواند نظریۀ حکمی جامع­الاطرافی در هستی­شناسی اجتماعی رقم زند.