رهنمودی برای تحول در پژوهشهای کمّی حسابداری ایران: گذر از الگوی محلی به الگوی علمی بینالمللی
نویسندگان
1 گروه حسابداری، دانشکده علوم مالی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2025.383902.1009032چکیده
هدف: پژوهشگران ایرانی در رشتۀ حسابداری با چالشی در انتخاب بین الگوی نگارش بینالمللی و محلی مواجهند. اگرچه در ۱۵ سال گذشته، تعداد مجلههای داخلی و فارغالتحصیلان این رشته، افزایش شایان توجهی یافته است، تعداد انتشار مقالههای اصیل و باکیفیت در مجلههای معتبر بینالمللی چندان چشمگیر نیست. تلاشها برای بهبود شیوههای نگارش مقالهها و انطباق با استانداردهای علمی جهانی، نتایج محدودی را به همراه داشته است و مقالههای محلی، همچنان با مشکلات محتوایی، ساختاری و شکلی روبهرو هستند. این پژوهش با استفاده از مطالعات پیشین و کتب روششناسی موجود، رهنمودهایی را برای بهبود فرایند نگارش مقالههای کمّی حسابداری ارائه میدهد.روش: این پژوهش از روش تطبیقی بهره میبرد که شامل الگوبرداری از مقالههای حسابداری چاپشده در مجلههای معتبر بینالمللی و بهکارگیری نکات ذکرشده در پژوهشها و کتابهای روششناسی معتبر داخلی و خارجی است تا مقالهای با رویکرد کمّی در سطح استانداردهای علمی جهانی تدوین شود. ابتدا الگویی مناسب که نشاندهندۀ همۀ اجزای ضروری یک پژوهش کمّی حسابداری است، معرفی شده است؛ سپس با استفاده از شواهد نظری و تجربی مرتبط، نکتههای لازم برای تدوین هر جزء مقالۀ کمّی حسابداری، در قالب «بایدها» و «نبایدها» ارائه میشود. همچنین، برای دلایل زیربنایی این نکتهها و ارائۀ نمونههای عینی، به منابع معتبر ارجاع داده شده است.یافتهها: پژوهش حاضر رهنمودهای جامعی را برای بسط بخشهای مختلف یک مقالۀ کمّی حسابداری ارائه کرده است. در چکیده، به بیان مسئله یا هدف پژوهش، روشهای مورداستفاده، یافتههای اصلی، تفسیر نتیجهها و کاربردهای عملی پرداخته و از مطالب کلیشهای اجتناب میشود. مقدمه به سه بخش تقسیم میشود: اول، بیان مسئله شامل اهمیت مسئله، مسئله، شکاف دانشی، ضرورت پژوهش و هدف؛ دوم، چگونگی حل مسئله از طریق مرور مبانی نظری، روش پژوهش و یافتههای اصلی؛ سوم، دانشافزاییها که به دستاوردهای علمی و عملی اشاره میکند. مرور پیشینه بهصورت تحلیلی انجام شده و به ارائۀ شواهد تجربی برای توسعۀ فرضیهها و همچنین، برجستهسازی شکافهای دانشی موجود میپردازد. در انتخاب مبانی نظری و تئوری پایۀ پژوهش، باید با توجه به محیط پژوهشی، تئوریای انتخاب شود که بیشترین قدرت توضیحدهندگی و پیشبینیکنندگی را داشته باشد، نه اینکه فقط از مقالههای خارجی تقلید شود. فرضیهها باید بر پایۀ استدلال قیاسی و بهصورت جهتدار تنظیم شوند. در بخش نمونه، مهمترین نکته، ارائۀ دقیق جدول غربالگری و اجتناب از استفادۀ نادرست از اصطلاح «نمونهگیری» در پژوهشهای آرشیوی است. در تصریح مدل، سه رویکرد اصلی معرفی شده است که از میان آنها «نمودار علّی» بهعنوان بهترین روش پیشنهاد میشود. افزونبراین، توجه به خطای اندازهگیری متغیرهای اصلی پژوهش نیز اهمیت دارد. متغیرهای کنترلی به دو دستۀ «خوب» (همبسته) و «بد» (برخورددهنده، سازۀ همسان، با خطای اندازهگیری بالا) تقسیم میشوند. در بخش آمارههای توصیفی، نحوۀ ارائۀ دادهها، تحلیلهای پارامتری و ناپارامتری و همبستگیها برجسته شده است. آزمون نتایج فرضیهها در سه مرحله انجام میشود: پیشآزمونها که بر حذف آزمونهای پایایی تأکید دارند، تفسیر نتایج و مقایسه با پژوهشهای قبلی، و پسآزمونها که راهحلهای مرتبط با فروض کلاسیک رگرسیون را ارائه میکنند. همچنین، آزمونهای حساسیت برای رد توضیحات جایگزین، مثلثسازی معیارهای تجربی، تصریح مدلها و منابع داده پیشنهاد شدهاند. مقایسه با یافتههای پژوهشهای قبلی نباید در قسمت نتیجهگیری آورده شود. در نهایت، رعایت اصول نگارش علمی، ارجاعدهی دقیق و تدوین متن، بهصورت منسجم و روان مورد تأکید قرار گرفته است.نتیجهگیری: این پژوهش میتواند بهعنوان منبعی مهم برای دانشجویان، استادان، نویسندگان، داوران و سردبیران مجلههای داخلی، استفاده شود و از این رو، در جهت ارتقای سطح علمی و پژوهشی در این حوزه، گامی مؤثر خواهد بود. این رهنمود با شناسایی و ارائۀ «بایدها» و «نبایدهای» مؤثر در نگارش مقالههای کمّی حسابداری، زمینههای بهبود فرایند نگارش و افزایش انتشار مقالههای باکیفیت در سطح جهانی را فراهم میسازد. افزونبراین، رهنمودهای ارائهشده، نهتنها کیفیت مقالههای داخلی را بهبود میبخشند، بلکه با رعایت آنها، کیفیت پژوهشهای حسابداری در سطح پایاننامهها و پروپوزالها و بهطورکلی، در روششناسی پژوهشی نیز ارتقا خواهد یافت.