تاریخ‌گذاری هفت‌اقلیم در نهج‌البلاغه بر اساس منبع و متن

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 دکتری علوم و معارف نهج‌البلاغه، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22084/nahj.2022.26018.2797
چکیده

این پژوهش، بر اساس روش تاریخ‌گذاری، چگونگی پیدایش و سیر تطوّر اصطلاح «اقالیم سبعه» در میان روایات و دیگر منابع کهن را با دو رویکرد منبع و متن، مورد بررسی قرار داده و در باب خاستگاه تاریخی آن، نظر متفاوتی نسبت به دیدگاه احمد پاکتچی دارد. با توجه به منفرد بودن حدیث، رویکرد اِسنادی کمک شایانی در حل مساله به ما نکرده و با تاکید بیشتر بر رویکرد متن محور، به بررسی منابعی که به موضوع هفت‌اقلیم به دو نحو عمومی و تخصصیِ علم جغرافیا پرداخته بودند، پرداخته شد. اساساً دو منشأ و سرچشم اصلی برای تقسیم زمین به هفت بخش وجود دارد: اول هفت کشور پارسی که ترجمة آن به عربی با اصطلاح سبعه الاقالیم رواج یافت و دوم هفت کلیمای یونانی که اواخر قرن دوم و اوایل قرن سه هجری به عربی ترجمه شد و به متون اسلامی راه یافت. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد، اصطلاح اقالیم سبعه سال‌ها پیش از ترجمة آثار بطلمیوس و دیگر حکمای یونانی، به‌واسطة ارتباطات فرهنگی-سیاسی- تجاری ایران و اسلام، از طریق کوفه-مرکز حکومت امام علی (ع)- و در لابلای نگاشته‌هایی همچون زیج‌های پارسی، و خصوصاً آشنایی افرادی مثل ابن مقفع به زبان عربی، از مشرق‌زمین وارد فرهنگ عامه مسلمانان شده است و برای مخاطب کلام امیرالمومنین (ع) به نوعی تلقی و گفتمان فارسی را به ذهن متبادر می‌کند.