بررسی و مقایسه تاثیر شناخت درمانگری بک با شناخت درمانگری تیزدل و تلفیق آن با نرمش های یوگا در درمان افسردگی اساسی
نویسندگان
1
2
3
4
doi
10.22067/fe.v7i2.1869چکیده
این پژوهش بر پایه نظریههای شناخت درمانگری بک، تیزدل و یوگا در درمان افسردگی اساسی و به منظور بررسی کارآمدی شناخت درمانگری بک با شناخت درمانگری تیزدل و تلفیق آن با نرمشهای یوگا در درمان افسردگی اساسی اجرا شده است. برای این منظور 32 بیمار مبتلا به افسردگی اساسی (12 مرد و 20 زن) به طور تصادفی در 4 گروه گمارده شدند، شامل: 1) گروه شناخت درمانگری بک، 2) گروه شناخت درمانگری تیزدل، 3) گروه شناخت درمانگری بک و تلفیق آن با نرمشهای یوگا و 4) گروه کنترل. در این پژوهش کلیهی بیماران پیش از آغاز درمان و پس از 10 جلسه درمان به کمک پرسشنامهی افسردگی بک، پرسشنامه افکار اتوماتیک (ATQ)، پرسشنامه مثلث شناختی (CTI) و مقیاس افسردگی MMPI مورد ارزیابی قرار گرفتند. نمرههای به دست آمده از ارزیابیهای پیشآزمون و پسآزمون به کمک تحلیل واریانس یک راهه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان داد که درمان تلفیقی (تلفیق شناخت درمانگری بک با نرمشها یوگا) کارآمدی بیشتری در کاهش علائم افسردگی، بهبود خلق، کاهش افکار اتوماتیک منفی و تغییر نگرش آزمودنیها نسبت به خود، جهان و آینده داشته است. در حالیکه آزمودنیهای گروه کنترل هیچ تغییری نشان ندادند. بنابراین اگرچه شناخت درمانگری بک و هم شناخت درمانگری تیزدل در کاهش افسردگی اساسی کارآمد بوده است، اما روش تلفیقی نسبت به هریک از این روشها به تنهایی کارآمدتر بوده است. همچنین پژوهش حاضر نشان داد که روش تلفیقی در کاهش افکار اتوماتیک و تغییر نگرش نسبت به خود، جهان و آینده کارآمدتر از روش بک یا روش تیزدل به تنهایی نبوده است. کلید واژه افسردگی اساسی ـ شناخت درمانگری بک ـ شناخت درمانگری تیزدل ـ یوگا