واکاوی و نقد ترجمه از منظر ساخت‌های اطلاعی لمبرکت مورد مطالعه: ترجمۀ موسوی گرمارودی از خطبۀ شقشقیه

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری رشته زبان وادبیات عربی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22084/nahj.2022.25659.2768
چکیده

ساخت اطلاع و نشانداری از جمله مباحثی است که زبان‌شناسان نقش‌گرا و به تبعیت از آنان نظریه‌پردازان ترجمه به آن پرداخته‌اند. هرگونه جابجایی در عناصر جمله کاربردی متفاوت را برجمله تحمیل می‌کند. موارد نشان‌دار در هر زبان، هرچند نسبت به همتایان بی‌نشان خود از تواتر کمتری برخوردارند اما به لحاظ صوری پیچیده‌تر و از بار معنایی بیشتری برخوردارند. تغییر ساختار متعارف زبان و ایجاد اسلوبی نشاندار، ممکن است فرآیند ترجمه را با مشکل مواجه کند و نیازمند دقت بیشتر مترجم و شناخت کامل ساختار دو زبان مقصد و مبدا است. زیرا ممکن است دو گزاره به لحاظ ظاهری معنای یکسانی داشته اما به لحاظ ارتباطی و کلامی معانی متفاوتی داشته باشند. درک این موضوع خصوصاً در ترجمه متون دینی از اهمیت بسزایی برخوردار است و مترجم باید با ایجاد تغییر و تعدیل‌های صرفی و نحوی، متنی را تولید کند که به لحاظ ساخت اطلاع دارای حداکثر میزان برابری با متن اصلی باشد. پژوهش حاضر بر اساس روش تحلیل محتوا  و با تکیه بر نظریۀ لمبرکت، ترجمۀ گرمارودی از خطبۀ شقشقیه را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می­دهد که مترجم در اکثر موارد، همان ترتیب چینش واژگان در عربی را ملاک ترجمه قرار داده و اغلب موارد نشاندار را به صورت بی­نشان در فارسی ترجمه کرده­است. هرچند این موضوع به روانی ترجمۀ وی لطمه نزده است اما بدون شک، به انتقال دقیق بخشی از معانی ارتباطی کلام آسیب وارد نموده‌است.