جستاری در ساختار روششناسی حکمت اسلامی با تأکید بر ساحت هستیشناختی
نویسندگان
1 پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی
2 استاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و ریاست موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
doi
10.22061/orj.2023.1838چکیده
روششناسی حکمت اسلامی از جمله مباحث بسیار مهم و تأثیرگذار در فهم و پیشرفت فلسفه اسلامی است. شناخت دقیق روششناسی حکمت اسلامی، به اصیل بودن و متمایز نشان دادن حکمت اسلامی از دیگر مکاتب فلسفی یاری میرساند؛ این در حالی است که متأسفانه روششناسی مکاتب موجود در جریان حکمت اسلامی کمتر مورد توجه، خوانش و پژوهش قرار گرفته شده است. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانهای و بهرهگیری از رویکردهای تاریخی و منطقی-معرفتشناختی و روشهای توصیفی، تعلیلی، تحلیلی و استدلالی؛ درپی پاسخگویی به این مسئله است که ساختار روششناسی حکمت اسلامی - با تأکید بر ساحت هستیشناختی - چگونه است و از چه اجزائی تشکیل یافته است؟. روششناسی دانشی فرایندی است که از مراحل مبانی فلسفی، پارادایمها، استراتژیها، تکنیکها، روشها، رویکردها و رهیافتهای موجود در فلسفه ساخته شده است. پارادایمهای حکمت اسلامی عبارتند از مشاء، اشراق، مشائی-اشراقی، یمانی، صدرایی و نوصدرایی و استراتژیهای پژوهش فلسفی نیز بر دو بخش بسیط و ترکیبی هستند.