ارزشیابی کیفیت درونی برنامۀ درسی کارشناسی ارشد حسابرسی در ایران: دیدگاه استادان و دانشجویان
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم مالی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، دانشکده علوم مالی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2024.378323.1008976چکیده
هدف: این پژوهش با ارزشیابی سطح کیفیت درونی برنامۀ درسی کارشناسی ارشد حسابرسی، از دیدگاه استادان و دانشجویان این رشته و بر اساس عناصر ۹ گانۀ الگوی فرانسیس کلاین، تلاش کرده است که مراجع تدوینکنندۀ سرفصل برنامۀ درسی مذکور را از میزان موفقیت این برنامهها، برای رسیدن به هدفهای آموزشی مطلوب (از چه جهاتی مؤثر بوده و از چه جهاتی به تغییر یا تکمیل نیاز دارد) آگاه سازد تا برای بهبود و نیل به بازده و برونداد مدنظر بهدرستی تصمیمگیری کنند.روش: این پژوهش از نوع کمی و در دسته مطالعات توصیفی از نوع کاربردی قرار میگیرد. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامۀ تحقیق بهدست ۴۶ نفر از کل ۵۲ دانشجوی ترم سوم به بعد کارشناسی ارشد حسابرسی در دانشگاههای دولتی کشور و ۲۸ نفر از ۵۱ عضو هیئتعلمی این دانشگاهها تکمیل شده است. دادههای بهدستآمده با استفاده از نرمافزار اسپیاساس و آزمون تی تک نمونهای تجزیهوتحلیل شده است.یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که با توجه به دیدگاه استادان و دانشجویان، همۀ عناصر برنامۀ درسی کارشناسی ارشد حسابرسی، کیفیت نامطلوبی دارند. در این میان، از دید دانشجویان، فقط عنصر فضا (مکان) و از نگاه استادان، فقط عنصر گروهبندی فراگیران کیفیت مطلوبی دارد.نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که سرفصل برنامۀ درسی کارشناسی ارشد حسابرسی، در تمام عناصر ۹ گانۀ کیفیت درونی برنامۀ درسی، نامطلوب است و به بازنگری نیاز دارد. درخصوص عنصر «هدف»، در این برنامۀ درسی هدف بهوضوح نگاشته شده است؛ اما به افزایش همزمان دانش (همان مباحث تئوری) در کنار مهارت (نظیر مهارتهای ارتباطی، حل مسئله، تصمیمگیری، نگارش، کار گروهی و…) و نگرش (از جمله خلاقیت و نوآوری، مسئولیتپذیری اجتماعی، پایبندی به اصول اخلاقی و…) دانشجویان توجه کافی نشده است و تمرکز هدف در این برنامه، فقط روی افزایش «دانش» دانشجویان بوده است. از سوی دیگر، «محتوای» این برنامۀ درسی با وجود تناسب با ساختار رشتۀ حسابداری، دربرگیرندۀ آخرین نظریهها و پیشرفتهای علمی جدید نیست. افزونبراین، از نظر عنصر «زمان»، ساعات (تعداد واحد درسی) اختصاص یافته به دروس با محتوای این دروس مطابقت ندارد و به برخی دروس که چندان ضرورتی برای این رشته ندارد (نظیر حسابداری مدیریت و تئوریهای حسابداری)، زمانهایی اختصاص داده شده است که بهتر است این زمانها به دروس جدید منطبق با نیازهای در حال تغییر جامعه و بازار کار اختصاص یابد؛ برای مثال میتوان به دروس جدیدی همچون تجزیهوتحلیل کلان دادهها، نرمافزارهای تخصصی پیشرفتۀ حسابرسی، حسابرسی رایانهای و مبتنی بر هوش مصنوعی، اقتصادسنجی و پژوهشهای حسابرسی، کارآموزی و مانند اینها اشاره کرد. از سوی دیگر، این برنامه بهگونهای نوشته نشده است که استادان رشتۀ حسابداری را ملزم کند تا تدریس خود را بر اساس روشهای نوین و فعال بنا کنند. در خصوص «مواد و منابع آموزشی» نیز، کتب و منابع درسی ذکر شده در این سرفصل، بهراحتی در دسترس دانشجویان قرار دارد؛ اما این منابع بهروز نیستند. همچنین امکانات کمک آموزشی در این رشته مهیا نشده است. بهعلاوه، کیفیت «یادگیری» نیز در این برنامۀ درسی نامطلوب است که از بیتوجهی به راهبردهای تدریس و نیز، امر یادگیری در این برنامۀ درسی نشئت میگیرد. عنصر «گروهبندی فراگیران» نیز در این برنامۀ درسی مغفول مانده است، در حالی که با رونق گرفتن شبکههای اجتماعی، میتوان از ظرفیتهای آن در راستای افزایش کیفیت این عنصر و نیز عدالت آموزشی بهرهمند شد. در نهایت، با توجه به کیفیت نامطلوب شیوۀ «ارزشیابی» دانشجویان در این برنامۀ درسی، لازم به نظر میرسد که ارزشیابیهای مستمر و سایر روشهای نوین ارزشیابی، مدنظر مراجع بازنگریکنندۀ این برنامۀ درسی قرار گیرد.