رابطۀ بین دورۀ تصدی شریک مؤسسۀ حسابرسی و کیفیت حسابرسی: بررسی نقش تعدیلی تغییر مؤسسۀ حسابرسی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2024.368036.1008879چکیده
هدف: چرخش و دورۀ تصدی شریک مؤسسۀ حسابرسی، از موضوعات مهم برای شرکتهای بزرگ جهان امروز است که بر کیفیت گزارشگری مالی آنها نقش بسزایی دارد. پژوهش حاضر از مطالعات پیشگامی است که شواهدی در خصوص تأثیر این متغیرها بر کیفیت حسابرسی شرکتها فراهم میسازد. هدف این مطالعه، بررسی اثرهای چرخش و دورۀ تصدی شریک مؤسسۀ حسابرسی بر شاخصهای کیفیت حسابرسی با در نظرگرفتن نقش تعدیلکنندۀ چرخۀ تغییر مؤسسۀ حسابرسی است.روش: پژوهش حاضر در فضای خاص پژوهشی ایران صورت گرفته است؛ بهطوری که برای سنجش چرخش شریک مؤسسۀ حسابرسی، از الگوی پژوهش گیپر و همکاران (۲۰۲۱) و بهمنظور اندازهگیری کیفیت حسابرسی، از سه شاخص اقلام تعهدی، تجدید ارائۀ صورتهای مالی و افشای نقاط ضعف کنترلهای داخلی استفاده شده است. در پژوهش حاضر کلیۀ شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران، بهعنوان جامعه آماری بررسی مدنظر قرار گرفت و از میان آنها ۱۳۶ شرکت بهعنوان نمونۀ آماری، در بازۀ زمانی سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ (درمجموع ۱۲۲۴ مشاهده) با توجه به ویژگیهای پژوهش انتخاب شد. برای آزمون فرضیههای پژوهش، از روش پنل دیتا استفاده شده است.یافتهها: پس از آزمون فرضیهها، یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که چرخش شریک مؤسسۀ حسابرسی، به افزایش افشای ضعف کنترل داخلی شرکتها منجر شده است و افزایش دورۀ تصدی شریک مؤسسۀ حسابرسی، به کاهش تجدید ارائۀ صورتهای مالی و افشای ضعف کنترلهای داخلی انجامیده است.نتیجهگیری: بهطور کلی، پژوهش حاضر ادبیات مربوط به چرخش شریک مؤسسۀ حسابرسی و شاخصهای کیفیت حسابرسی شرکتها را توسعه داده و شواهدی را در خصوص پیامدهای چرخش و دورۀ تصدی شریک مؤسسۀ حسابرسی ارائه کرده است؛ از جمله اینکه چرخش حسابرس توسط شرکتها، ممکن است حاوی پیامهایی برای سرمایهگذاران باشد، مبنی بر اینکه شرکتها بهواسطۀ ناآشنایی با حسابرس تازه منصوبشده با شرکت صاحبکار تمایل داشته باشند که گزارشهای مالی خود را تحریف کنند. مطابق با مبانی نظری، نتایج پژوهش گویای این است که هرگاه تعداد دفعات چرخش شرکای یک مؤسسۀ حسابرسی افزایش یابد، میزان افشای ضعف کنترل داخلی شرکت، بهعنوان معیار کیفیت حسابرسی افزایش خواهد یافت. همچنین هرگاه دورۀ تصدی شریک یک مؤسسۀ حسابرسی طولانیتر باشد، میزان تجدید ارائۀ صورتهای مالی و افشای ضعف کنترلهای داخلی شرکت بهعنوان معیارهای کیفیت حسابرسی کاهش خواهد یافت؛ در حالی که برخلاف مبانی نظری پژوهش، هرگاه بهطور همزمان دورۀ تصدی شریک مؤسسۀ حسابرسی و چرخه تغییر مؤسسۀ حسابرسی افزایش یابد، میزان اقلام تعهدی، تجدید ارائۀ صورتهای مالی و افشای ضعف کنترلهای داخلی شرکت، بهعنوان معیارهای سنجش کیفیت حسابرسی شرکتها، تغییری نخواهد یافت. این موضوع میتواند به این دلیل باشد که اغلب مؤسسههای حسابرسی در ایران، در بازگشت به کار قبلی، برای اموری مانند برنامهریزی حسابرسی، بودجهبندی و تهیۀ اطلاعات موردنیاز برای حسابرسی سال جاری، به کاربرگهای سال گذشتۀ حسابرسان قبلی اتکا میکنند. این تکیۀ بیش از حد و پیشبینی نتایج، بهجای توجه به تغییرات کوچک و مهم، ممکن است باعثعدم دستیابی به اهداف حسابرسی با وجود تغییر مؤسسۀ حسابرسی شود.