حکمت اشراقی به‌مثابه‌ی پارادایم: بررسی اطلاق انقلاب علمی به

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه یاسوج

2 استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه دولتی یاسوح

3 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه یاسوج

doi
10.22099/jrt.2017.4162
چکیده

پیشینه‌ی تاریخی همه‌ی مسائل فلسفی به یک شکل نیست و نمی‌توان با بیان واحد، آن‌ها را بررسی کرد، ولی می‌توان آن‌ها را در بسترهای مختلف مورد کاوش قرار داد و به نتایج جدیدی دست یافت. در این پژوهش قصد بر این است که مکتب فلسفی سهروردی، به‌صورت‌خاص، نقدهای او بر مکتب مشاء و ابداعات و نوآوری‌هایش، در بستری جدیدی موردبررسی قرار داده شود. در این تحقیق، نظریات وی در چارچوب ساختار انقلاب‌های علمی کوهن موردبررسی قرار داده شده است و این نتیجه به‌دست آمده که سهروردی در بستر تاریخی خود، دست به انقلاب زده است و نظریات وی در قالب یک پارادایم جدید بر پارادایم قدیمی –مشاء- غالب شده است. هرچند این مسأله را که فهم فلسفه‌ی شیخ اشراق در پرتوی فهم فلسفه‌ی مشاء است، نمی‌توان نادیده گرفت؛ ولی طبق گفته‌ی کوهن، یک پارادایم جدید، از دل پارادایم قبلی ظهور می‌کند. برای نیل به مقصود، به تعریف پارادایم و ویژگی‌های آن و تطبیق نظریات سهروردی بر آن چارچوب پرداخته شده است.