واکاوی ابعاد مؤثر فناوریهای نوین بر حرفه حسابداری: کاربست فراترکیب
نویسندگان
1 کارشناسی، گروه حسابداری، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران
2 استادیار، گروه حسابداری، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2024.369192.1008891چکیده
هدف: در سالهای اخیر، پیشرفت سریع فناوریها، نحوۀ بهاشتراکگذاری اطلاعات را دستخوش تغییرات چشمگیری کرده است و حسابداری بهعنوان یکی از سیستمهای اطلاعاتی برجسته در جامعه، از این تغییرات مصون نبوده است. استفاده از فناوریهای نوینی مانند هوش مصنوعی، بلاکچین، کلانداده و ابر، باعث بهبود کیفیت و افزایش سرعت دسترسی به اطلاعات شده است. بنابراین شناخت این فناوریها و درک کارایی آنها، ضرورت تعیینکنندهای برای رقابت در عصر اطلاعات و همچنین، عنصری حیاتی در موفقیت هر تجارتی به شمار میرود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، واکاوی ابعاد مؤثر این فناوریهای نوین بر حرفۀ حسابداری، جهت رفع چالشهای موجود در این حرفه و افزایش توان رقابتی شرکتهاست. روش: پژوهش حاضر از نظر نوع پژوهش، کیفی و بر مبنای هدف پژوهش، کاربردی و از لحاظ روششناسی، توصیفی از نوع پیمایشی است. با توجه به اهمیت فناوریهای نوین در حرفۀ حسابداری و لزوم تحلیل سیستماتیک و نظاممند ابعاد مؤثر این فناوریها بر حرفۀ حسابداری و همچنین ضرورت یکپارچهسازی یافتههای پژوهشهایی که به این موضوع پرداختهاند، از روش کیفی فراترکیب سندلوسکی و بارسو استفاده شده که مشتمل بر هفت مرحله است. از این رو، تعداد ۴۰ مقالۀ مرتبط با موضوع، در بازۀ زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ خورشیدی برای منابع فارسی و ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ میلادی برای منابع انگلیسی بررسی شد. بعد از استخراج ابعاد مؤثر این فناوریهای نوین از طریق روش فراترکیب، با استفاده از روش آنتروپی شانون و بر اساس رویکرد تحلیل محتوا، ضریب اثر هر یک از این ابعاد مشخص شد و در نهایت مقولههای دستهبندیشده، از طریق روش سوارا رتبهبندی شدند. یافتهها: یافتههای این بررسی حاکی از آن است که ابعاد مؤثر فناوریهای نوین بر حرفۀ حسابداری، در ۶۴ مؤلفه و ۱۲ مقوله دستهبندی میشوند. پس از پردازش دادهها با استفاده از روش فراترکیب و آنتروپی شانون مشخص شد که در بین مؤلفههای شناساییشده، مواردی همچون افزایش دقت و صحت، افزایش جامعیت و دقت گزارشدهی، کاهش دوبارهکاری، تجزیهوتحلیل صحیح دادهها و کاهش زمان تجزیهوتحلیل دادهها، اهمیت بیشتر و اثرهای زیستمحیطی شامل آلودگی هوا، کاهش مصرف انرژی، کاهش انتشار گازهای گلخانهای اهمیت کمتری دارند. بر اساس روش سوارا، در بین مقولهها نیز مدیریت زمان و هزینه، بالاترین رتبه را کسب کردهاند. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان بیان کرد که فناوریهای نوظهور تا حد شایان توجهی موجب افزایش کارایی و بهبود کیفیت فرایندهای حسابداری شدهاند و حسابداران را از اپراتورهای واردکنندۀ اطلاعات، به تحلیلگران آنها تبدیل کردهاند و با سادهسازی فعالیتها، موجب بهرهوری بیشتر کارکنان شدهاند. همچنین این فناوریها با فراهم کردن دادههای تغییرناپذیر، امن و مطمئن باعث کاهش تقلب، حسابسازی و بهبود کیفیت گزارشگری مالی شدهاند که این امر بهبود نگرش مدیران و اخذ تصمیمهای بهینه را به همراه دارد. این پژوهش میتواند چشمانداز جدیدی را در اختیار استفادهکنندگان از نتایج آن، از جمله حسابداران و مدیران مؤسسههایی قرار دهد تا بتوانند با آگاهی بیشتری در جهت توسعه و بقای سازمان خود گام بردارند.