بررسی آموزه‌های بنیادین انسجام‌بخش در منظومه‌ی فکری ارسطو

نویسندگان

1 کارشناس ارشد فلسفه دانشگاه شیراز

2 دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز

3 استاد فلسفه و ریاست دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jrt.2017.4076
چکیده

ارسطو به دانش‌های متعددی پرداخته و آن‌ها را طبقه‌بندی کرده است. اگرچه موضوع و روش این دانش‌ها متفاوت است، بااین‌وجود، در سراسر آن‌ها به تعدادی نظریات و آموزه‌های فراگیر برخورد می‌کنیم. برخی از محوری‌ترین آموزه‌های ارسطویی عبارت‌اند از: ماهیت، حمل‌پذیرها، مقولات، تعریف، استدلال، رئالیسم، طبع‌گرایی و... . این آموزه‌های بنیادین چونان یک شاکله‌ی ذهنی، همواره در هر پژوهش علمی حضور دارند و همین سبب شده تا خروجی این پژوهش‌ها از هم بیگانه نباشند، بلکه ارتباطی شبکه‌مانند میان آن‌ها برقرار شود و منظومه‌ی فکری منسجمی حاصل شود. با گذشت زمان و مطرح‌شدن نظریات گوناگون در فلسفه و علوم که احیاناً در تقابل با نظریات محوری ارسطو قرار می‌گیرند، نظام‌های فکری دیگری به‌وجود می‌آیند که هر یک برساخته از شبکه‌ی درهم‌تنیده‌ای از معارف هستند؛ به‌گونه‌ای که به‌راحتی نمی‌توان دانشی را از یک منظومه‌ی فکری خارج نموده یا در منظومه‌ی فکری دیگری داخل نمود. حذف ماهیت و تأثیرات آن بر فلسفه و منطق صدرایی، نمونه‌ای از این تحولات است که مدّعای جهان‌شمولی برخی دانش‌ها مانند منطق و متافیزیک ارسطویی را متزلزل می‌سازد.