مفاهیم، اصطلاحات و استعارات عرفان تلفیقی در آثار داعی شیرازی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
doi
10.22059/jrm.2021.313268.630123چکیده
در این مقاله که به بررسی مفاهیم، اصطلاحات و استعارات مکتب ابنعربی اختصاص دارد؛ کوشش شده است تا با تکیه بر آثار شاه داعی شیرازی، یکی از تلفیقگرایان بزرگ ادب فارسی، به بازنگری و بررسی ساختارها و عناصر مکاتب عرفانی در آثار تلفیقگرایان قرن نهم هجری پرداخته شود. بررسیها نشان میدهد که شاه داعی در رسائل و اشعار خویش، به دو جریان صورتگرای عاشقانه و جریانهای معناگرای استدلالی-استعاری بعد از ابنعربی توجه بسیار نشان داده و در جهت همگام کردن آنها با هم تلاشی وافر کرده است. وی علاوه بر شروح وحدتِ وجودی خود بر آثار شبستری و حمویه و مولوی، به تبیین علمیِ افکار ابنعربی نیز پرداخته؛ همچنین با بیان اصطلاحات عرفان نظری، موضوع وحدت وجود را به طریقی استدلالی نیز اثبات کرده است. داعی در موارد زیادی از اشعار دیگران، جهت تبیین معانی خود استمداد طلبیده و استدلال و ذوق را بهگونهای تلفیق ساخته است.