بررسی روان شناختی شخصیت در داستان کودک و نوجوان حمیدرضا شاه‌آبادی براساس نظریه اریکسون

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

2 استادیار گروه علوم تربیتی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

4 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

doi
10.22034/naes.2024.484947.1583
چکیده

یکی از ابعاد مهم در روانشناسی بعد شخصیتی انسان‌هاست. نظریه‌پردازان بسیاری در این زمینه مطالعه نموده و نظریات متعددی را ارائه کرده‌اند. یکی از این نظریه‌پردازان اریک اریکسون است. به عقیده او شخصیت افراد در مراحل مختلف به‌طور وسیع و گسترده در تعامل اجتماعی رشد پیدا می‌کند و انسان در هر مرحله‌ای از زندگی و شکل‌گیری شخصیت خود، در انباشتی از تلاش فردی، اجتماعی و جهت‌گیری روانی خاص قرار می‌گیرد. بنابراین نظریه «مراحل هشت‌گانه زندگی انسان» ترسیم شده است. حمیدرضا شاه‎آبادی داستان‌نویس معاصر حوزه کودک و نوجوان در زمینه شخصیت‌پردازی داستانی بسیار موفق بوده‌اند. به همین دلیل تلاش نگارنده حاضر این است که شخصیت‌ داستان کودک و نوجوان حمیدرضا شاه‌آبادی را بر اساس نظریه شخصیتی اریکسون بررسی و تحلیل نماید. روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه‌ای است. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده مطالعه داستان‌ این نویسنده، ما را در درک و شناخت بهتر ویژگی‌ها و روحیات اشخاص داستان، به ویژه کودکان و نوجوانان یاری می‌دهد. در داستان‌های حمیدرضا شاه‌‌آبادی دو مرحله اول نظریه اریکسون از هشت مرحله نظریه اریکسون در شخصیت‎های داستان‌های کودک و نوجوان دیده نشده است.