جایگاه باورهای عامیانه در شیوهی درمان دورهی قاجار بر مبنای متون سفرنامههای خارجی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات ایران بعد از اسلام، گروه تاریخ، دانشگاه خلیج فارس بوشهر، مدرس گروه تاریخ دانشگاه یاسوج.
2 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.
doi
10.30466/jhf.2025.56732.1053چکیده
در دوران قاجار، جامعهی ایران با گذار تدریجی از سنت به تجدد، بهویژه در حوزهی بهداشت و درمان، روبرو بود. باورهای عامیانه، طب سنتی ایرانی و تأثیرات اولیه طب غربی، نقش مؤثری در شکلگیری نگرش عمومی نسبت به سلامت و شیوههای درمانی ایفا میکردند. گزارشهای سیاحان خارجی، تصویری قابل تأمل از برخورد جامعهی ایرانی با بیماری، درمان و مفهوم سلامت در این دوره ارائه میدهند که تلفیقی از تجربیات فردی، باورهای خرافی و تلاشهای نوپای پزشکی نوین را نشان میدهد. این پژوهش با بهرهگیری از متون تاریخی، به بررسی نفوذ و گسترش باورهای عامیانه طبی، طب سنتی ایرانی، طب غربی و عناصر خرافی در جامعهی ایران قاجاری پرداخته است. مردم در این دوره، نگرشهای گوناگونی نسبت به علل بیماریها و شیوههای درمانی داشتند که اغلب بر پایه طب سنتی، تجارب فردی یا باورهای نهادینهشده شکل میگرفت. این پژوهش با روش تاریخی و تحلیل دادههای استخراجشده از منابع معتبر، گزارههای تاریخی مرتبط با درمانگری در باورهای عامه را تبیین میکند. پرسش اصلی پژوهش این است چه عواملی در ترویج و رشد باورهای عامیانه در شیوهی درمان و پزشکی دورهی قاجار تأثیرگذار بوده است و باورهای عامیانه چه جایگاهی در شیوهی طبابت دورهی قاجاریه داشته است؟ یافتهها نشان میدهد که نگرشهای فردی و تجربههای اکتسابی گروهی در تبیین علل بیماری و انتخاب روشهای درمانی نقش بسزایی داشتهاند. طب عامیانه و طب جدید همزمان در جامعه حضور داشتند، اما مقاومت بخش زیادی از جامعه در برابر شیوههای درمانی نوین، ناشی از ضعف در امکانات بهداشتی، شرایط اقلیمی و اجتماعی خاص و نبود آگاهی عمومی نسبت به طب نوین، در گسترش باورهای عامیانه درمانی عصر قاجار بوده است.