مریم مجدلیه در متون آپوکریفا از نگاهی زنانهنگر
نویسندگان
1 دانشیار گروه ادیان و عرفان، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه الزهرا
3 دانشجوی دکتری رشتۀ ادیان و عرفان، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22059/jrm.2021.327164.630223چکیده
دین و پیوند آن با فرهنگ از نگاهی نو میتواند در تبیین جایگاه زنان در جامعه بررسی شود؛ به ویژه آنکه غالب متون دینی به دست مردان نگاشته شده و این تلقی مردانه از دین بر وضعیت زنان تاثیر نهاده است. در مطالعات فمینیستی، نگرشی جدید در خصوص بررسی نقش زنان در متون دینی، جهت احیای تجارب دینی زنانه شکل گرفت تا به این واسطه جایگاه زنان در جامعۀ دینی بهبود بخشیده شود. از اینرو، در مطالعات مسیحی نه تنها این موضوع در بازخوانی زنانه از عهد جدید مورد توجه قرار گرفت، بلکه در سایر متون دینی از جمله متون آپوکریفا نیز چنین کوششی فراگیر شد. در این زمینه، پژوهشگران بر این باور هستند که گرچه متون آپوکریفا اعتبار متون رسمی را نداشتهاند، به جهت روایتی متفاوت از جامعۀ صدر مسیحیت، از آنجایی که بازتاب دهندۀ تفکر بخشی از نخبگان آن روزگار هستند، از منظر علمی جهت مطالعۀ افکار و عقاید جامعۀ مسیحیت نخستین از اهمیتی خاص برخوردارند. در این متون چنین برمیآید که در میان زنان آن زمان، مریم مجدلیه شخصیتی جنجالی بوده است. با بررسی دیدگاه نویسندگان این متون، میتوان به الگوی مناسبی از تجارب دینی زنانه در آن دوره دست یافت. در پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی، پس از بیان چگونگی رابطۀ مریم مجدلیه با عیسی مسیح نگرش جدیدی دربارۀ شخصیت مریم مجدلیه از نگاه زنانهنگر در چهار محوری که مورد توجه متفکران فمینیست قرار گرفته است، به دست میدهیم.