تبیین، اولویتبندی و بررسی نقش ابعاد فساد مالی در تحریف صورتهای مالی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا همدان، ایران
2 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت، اقتصاد و حسابداری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2024.371834.1008910چکیده
هدف: هر اندازه فساد در یک جامعه بیشتر باشد، توجیه اعمال و رفتارهای غیراخلاقی نیز بیشتر خواهد بود؛ از این رو شرکتهایی که در محیطهای بسیار فاسد فعالیت میکنند با سیستم گزارشگری مالی ضعیفتری روبهرو هستند. هدف از پژوهش حاضر، تبیین ابعاد مختلف فساد مالی و بررسی ارتباط این ابعاد با تحریف صورتهای مالی است. مطابق با مبانی نظری، سه بُعد فساد اداری ـ عملیاتی، فساد تجاری و فساد سیاسی شناسایی و مؤلفهها و شاخصهای آن تبیین شد.روش: روش پژوهش حاضر، پیمایشی و از نوع مقطعی بوده است. جامعه آماری پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه، مدیران مالی و اعضای جامعه حسابداران رسمی بودهاند و حجم نمونه ۱۹۳ نفر بود. اطلاعات لازم برای پژوهش، از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمعآوری شد. برای بررسی اعتبار پرسشنامه، از اعتبار محتوایی و بهمنظور سنجش پایایی آن، از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. برای آزمون فرضیهها از نرمافزارهای اسپیاساس و آموس بهره گرفته شد. آزمون فرضیهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون صورت گرفت و ارزیابی مدل، بر اساس تحلیل عاملی دادهها آزمون شد.یافتهها: نتایج پژوهش از ارتباط مستقیم و معنادار بُعدهای تجاری و سیاسی فساد، بر تحریف در صورتهای مالی حکایت دارد؛ اما ارتباط معناداری بین بُعد اداری ـ عملیاتی با تحریف در صورتهای مالی یافت نشد. همچنین نتایج معادلات ساختاری گویای قابل قبول بودن دادههای گردآوری شده و برازش مدل مفهومی پژوهش بود.نتیجهگیری: بر اساس نتایج، فساد در بهکارگیری کارکنان و مدیران، بهتنهایی عاملی برای بروز فساد و در نتیجه، تحریف در صورتهای مالی نخواهد شد. همچنین نتایج نشان داد که ارتباط با احزاب سیاسی و وابستگی به دولت، ارتباط با مشتریان خاص وعدم معامله با مشتریان جدید و قومگرایی، میتواند به تحریف در صورتهای مالی منجر شود. این نوع برقراری ارتباط، نهتنها منابع مالی شرکتها را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه انگیزۀ مدیران را برای ارائۀ گزارشها و صورتهای مالی مطابق با نظر دولت فراهم خواهد کرد. از طرفی، بر اساس نتایج میتوان گفت که رشوه، تقلب، تضاد منافع، اختلاس و اخاذی، بهترتیب به تبانی مدیریت با سایر افراد (کتمان حقایق و طولانیتر و پیچیدهکردن گزارشهای مالی)، دستکاری در گزارشهای مالی (جهت منافع شخصی)، افزایش بهای تمام شده کالا و خدمات و کاهش سود، تغییرات غیرقانونی در داراییها و بدهیهای شرکت و حذف مشتریان و تأمینکنندگان مواد اولیه منجر خواهد شد. بر اساس نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری، شاخصهایی که برای سنجش متغیرهای مکنون بهکارگرفته شده است، بار عاملی مناسبی دارند و میتوان از آنها برای اندازهگیری متغیرهای فساد اداری، فساد تجاری، فساد سیاسی و تحریف در صورتهای مالی بهره بُرد. همچنین نتایج حاکی از تأثیرپذیری صورتهای مالی از فساد تجاری و فساد سیاسی است.