گسست جنگل و بلشویکها: تقابل ایدئولوژی و عملگرایی (1921-1917)
نویسندگان
1 گروه تاریخ، واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران.
2 * گروه تاریخ، واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران (نویسنده مسئول)
3 گروه تاریخ، دانشگاه فرهنگیان، قزوین، ایران.
4 -گروه تاریخ، واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران.
doi
10.30466/jhf.2025.56350.1042چکیده
جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچک خان با آرمان تشکیل "جمهوری اسلامی دموکراتیک" مبتنی بر تلفیق ملیگرایی ایرانی و ارزشهای اسلامی شکل گرفت. این جنبش تحتفشار نیروهای قاجار، پهلوی و بریتانیا برای بقا به بلشویکها نزدیک شد. اشغال انزلی توسط نیروهای شوروی در اردیبهشت ۱۲۹۹ آغازگر همکاری اجباری بود. میرزا کوچک خان در مذاکرات اولیه بر حفظ استقلال جنبش تأکید داشت و حاضر به پذیرش کامل کمونیسم نشد. تشکیل حزب کمونیست ایران و سیاستهای ضدمذهبی آن، شکاف با جنبش را عمیقتر کرد. کنگره باکو در سپتامبر ۱۹۲۰ نشان داد شوروی به دنبال استفاده ابزاری از جنبشها برای پیشبرد اهداف خود است. تغییر سیاست شوروی در ۱۹۲۱ و اولویت منافع ژئوپلیتیک بر ایدئولوژی انقلابی، نقطه عطف محسوب میشود. امضای قرارداد ۱۹۲۱ ایران و شوروی به معنای قطع حمایت از جمهوری گیلان بود. تبعید احسانالله خان و تسلیم خالو قربان، ضربه نهایی به جنبش وارد آورد. مرگ میرزا کوچک خان در برفهای گیلوان (آذر ۱۳۰۰) پایان تراژیک این جنبش بود. شکست جنبش جنگل نشان داد انقلابهای وارداتی با بافت فرهنگی ایران ناسازگارند. شوروی از این تجربه دریافت برای نفوذ در ایران باید از احساسات ملی بهرهبرداری کند. این واقعه مقدمهای برای مداخلات بعدی شوروی در آذربایجان و کردستان شد. گذار مسکو از آرمانگرایی به واقعگرایی، جنبش جنگل را قربانی کرد. فروپاشی نهایی، نتیجه تعارض ایدئولوژی کمونیستی با گفتمان بومی ضداستعماری بود. تجربه گیلان ثابت کرد جامعه سنتی ایران در برابر اصول کمونیستی مقاومت میکند. این شکست نشان داد اتحادهای موقت با قدرتهای خارجی پایههای مردمی جنبش را تضعیف میکند. در نهایت، تحولات گیلان نشان داد که "واقعیتهای ژئوپلیتیک" بر "آرمانهای انقلابی" شوروی پیشی گرفت.