تأثیر مبانی وجودشناختی ملاصدرا در درک برخی معارف دین اسلام
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
2 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
3 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
doi
10.22061/orj.2021.1741چکیده
کارکرد هرمنوتیک و تفسیر عقلانی معارفِ دین با رویکرد وجودشناسی از اساسیترین کارکردهای فلسفۀ ملاصدرا میباشد. مسئلۀ اصلی این جستار چگونگی درک معارف دین با ادلۀ فلسفی از منظر ملاصدرا است. در این نوشتار تلاش شد به تبیین نظریات ایشان در درک معارف دین بر مبنای اصول ویژه وجودشناسی ازجمله: اصالت وجود، تشکیک وجود و از مسیر تدرج مراتب انسانی، نظریه تطابق عوالم و حرکت تکاملی نفس بپردازیم. در این تبیین دینشناسان حقیقی و در رأس آنها انسانکامل با شهودِ این حقیقت که وجود خداوند باریتعالی در بالاترین مرتبۀ هستی است و همۀ عوالم جلوههای متنوع از وجود واحد او هستند به درک عالی معارف دین میرسند و دیگر انسانها متناسب با مرتبۀ وجودی خویش براساس حرکت جوهری نفس از دریای حقیقت قرآن و معارف دین بهره میبرند؛ اما درک حقیقی کلام حق تعالی تنها از آن کسانی است که در اثر ارتقاء وجودی و اتحاد با عوالم برتر، به کمک مکاشفه و شهود و عقل رسته از محدودیتهای عالم ماده، توانستهاند در مواردی به تأویل صحیح متن وحیانی نائل آیند. تأویل صحیح، نخست از فهم الفاظ (تفسیر ظاهری) آغاز میشود سپس در مرحلۀ بعد مفسر با بهرهمندی از شهود با روح و باطن جهان اتحاد معنوی برقرار کرده و در نتیجۀ آن به حقایق باطنی نظام فرودینی میرسد که رقیقه عالم و عقول و مطابق با آن است.