سنجش و ناهنجاریابی پیچیدگی در ثبت‌های حسابداری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 استادیار، گروه هوش مصنوعی، دانشکده مهندسی کامپیوتر، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

4 استادیار گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

5 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22059/acctgrev.2024.379389.1008983
چکیده

هدف: طبق استانداردهای بین‌المللی حسابرسی، پیچیدگی رویدادهای مالی، به‌عنوان یکی از عوامل خطر ذاتی تقلب، جزء معیارهای انتخاب ثبت‌های حسابداری برای آزمون و اجرای روش‌های تحلیلی برای ناهنجاریابی در راستای ارزیابی ریسک تقلب محسوب می‌شود. با وجود این، تاکنون تعریف ساختاری برای سنجش پیچیدگی ثبت‌های حسابداری در ادبیات دانشگاهی و حرفه‌ای ارائه نشده است. هدف این پژوهش، رفع خلأ مذکور، از طریق طراحی یک شاخص کمّی برای سنجش پیچیدگی در ثبت‌های حسابداری و کاربست آن برای ناهنجاریابی، در راستای شناسایی و ارزیابی ریسک تحریف بااهمیت است.روش: به اقتضای هدف پژوهش، از روش‌شناسی علم طراحی (هونر و همکاران، ۲۰۰۴) استفاده شد. این روش‌شناسی از دو مرحلۀ طراحی مصنوع و ارزیابی تشکیل شده است. در مرحلۀ طراحی، ابتدا به تحلیل محتوای استانداردهای حسابرسی و مرور کتابخانه‌ای ادبیات پیچیدگی و تنوع برای فراهم‌آوردن مبنای تعریف پیچیدگی در ثبت حسابداری اقدام شد. در ادامه، به تطبیق رهیافت‌های تنوع‌سنجی در علوم زیستی و تعدیل آن متناسب با مقتضیات مسئلۀ سنجش پیچیدگی ثبت‌های حسابداری اقدام شد تا نوآوری شاخص پیشنهادی، درجاتی از اقتباس و ارتقا را شامل شود. در مرحلۀ ارزیابی، با اتخاذ رویکردهای توصیفی و مشاهده‌ای، بداعت و سودمندی مصنوعِ طراحی‌شده تأیید شد.یافته‌ها: در فقدان تعریف صریح از پیچیدگی معاملات در استانداردها و رهنمودهای حسابرسی، تحلیل محتوای استانداردهای بین‌المللی حسابرسی، به استخراج پنج بُعد مفهومی از پیچیدگی انجامید که عبارت‌اند از: ۱. تعداد و روابط اجزا؛ ۲. ماهیت و شکل معاملات؛ ۳. سنجش و پردازش اطلاعات؛ ۴. کمیت و کیفیت آگاهی؛ ۵. میزان ثبات و اطمینان در خصوص موضوع رسیدگی. سپس، بر اساس بُعد نخست این مفهوم‌پردازی و تطبیق آن با مفاهیم نظری تنوع در علوم زیستی، شاخص پیچیدگی در ثبت حسابداری از منظری ساختاری و داده‌محور، به‌عنوان تابعی از تعداد و تنوع حساب‌های موجد آن تعریف شد. در ادامه، ضمن تطبیق شاخص تنوع زیست‌بوم (کلارک و وارویک، ۱۹۹۸) و اتخاذ سنجۀ فاصلۀ تکسنومیک مبتنی بر طول مسیر برای فاصله‌یابی حساب‌ها، به تعریف عملیاتی و طراحی شاخص کمّی پیچیدگی ثبت‌های حسابداری، به‌عنوان یک مصنوع علم طراحی از نوع مدل و نیز، کاربرد آن در شناسایی ناهنجاری‌های سراسری و بافتاری در ثبت‌های حسابداری اقدام شد. مرحله اجرا و ارزیابی، در قالب یک موردکاوی دنبال شد که طی آن با استفاده از زبان برنامه‌نویسی پایتون، به تجزیه‌وتحلیل پیچیدگی ثبت‌های حسابداری برای شناسایی ناهنجاری‌های سراسری و در سطح بافت‌های اندازه و الگوی ثبت برای شناسایی ناهنجاری‌های بافتاری در ۲۸۹۵ ثبت دفتر روزنامه یک شرکت تولیدی اقدام شد و نتایج و بینش‌های حاصل از کاربرد شاخص یادشده مورد تشریح و ارزیابی قرار گرفت.نتیجه‌گیری: این پژوهش، با اتخاذ رویکردی بین‌رشته‌ای به مسئله‌شناسی و راه‌حل‌یابی پیچیدگی ثبت‌های حسابداری، ضمن تطبیق مبانی نظری و روش‌های تنوع‌سنجی زیست‎بوم در علوم زیستی، سازوکاری نظام‌مند و منعطف برای سنجش پیچیدگی ثبت‌های حسابداری طراحی کرد که همچنین برای شناسایی پیچیدگی‌های ناهنجار در ثبت‌های حسابداری نیز راه‌گشاست و از این طریق، زمینۀ ارتقای رویه‌های شناسایی و ارزیابی ریسک تحریف بااهمیت را در روش‌های تحلیلی حسابرسی فراهم می‌کند. به‌علاوه، کاربست این شاخص، برای اهداف برنامه‌ریزی و بهینه‌سازی تخصیص منابع حسابرسی، مبتنی بر سطح پیچیدگی کار حسابرسی و نیز بهبود نمونه‌گیری حسابرسی و اولویت‌سنجی در رسیدگی به ثبت‌های حسابداری بر اساس میزان پیچیدگی به‌عنوان یک عامل ریسک ذاتی کمک می‌کند.