همسویی نظریهی کارکرد صحیح با موضع ضدشکاکانه غزالی در تکیه بر خداباوری
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین
2 دانشیار دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین dr_sayf2003@yahoo.com
3 دانشجوی دکتری دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین
doi
10.22099/jrt.2017.4008چکیده
به نظر میرسد اتکایِ غزالی بر خداباوری، جهت خروج از شکاکیت، میتواند یکی از طرق محتمل در مواجهه با مسائلی باشد که بهطورسنتی با ماهیت معرفت گره خوردهاند. ما پس از بازنویسی موضع غزالی، درمجموع، دو گزینه را برای تفسیر موضع وی ارائه خواهیم داد. در همان ابتدای مقاله، گزینه اول رد میشود. برای دفاع از گزینهی دوم، بهطورمفصل به واکاوی وضع معرفتی خویش در قبال باورهای ناظر به جهان خارج خواهیم پرداخت. این واکاوی نشان خواهد داد که برای رهایی از چنبرهی شکاکیت، معرفتشناسان همیشه ناگزیر بودهاند میان سه جفتجریانِ متخاصم «ایدئالیسم، رئالیسم»، «درونگرایی، برونگرایی» و «وظیفهگرایی، اعتمادگرایی»، یکی از دو سوی جریان را بر دیگری ترجیح دهند. همچنین نمایان خواهد شد که چرا نوع خاصی از اعتمادگرایی (نظریهی کارکرد صحیح) در قبال شکاک، ازموضع امیدوارکنندهتری برخوردار است. نکتهی تعیینکنندهی بحث آنجایی است که درمییابیم تنها در زمینهای خداباورانه میتوان بهنحو درخوری بر نظریهی کارکرد صحیح تکیه کرد. در پایان نیز ضمن پاسخ به دو انتقاد جدی از سوی وحید و بونجور، نشان خواهیم داد که چرا معتقدیم این نظریه با موضع خداباورانه غزالی همسوست.