بررسی تعارض قاعدۀ مشائی کل ممکن زوج ترکیبی با وجود صرف و بلا ماهیت بودن مجردات امکانی نزد حکمای اشراقی از منظر حکمت متعالیه
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشکده الهیات دانشگاه تهران
2 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد رشتۀ فلسفه و کلام اسلامی دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران
doi
10.22061/orj.2021.1758چکیده
با تفحص در آثار فیلسوفان اسلامی با قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» برخورد میکنیم که براساس آن همۀ موجودات امکانی دارای ماهیت هستند. بااینحال قاعده دیگری نیز با عنوان «النفس و ما فوقها وجودات صرفه» از سوی اصحاب حکمت متعالیه مورد قبول واقع شده است که براساس آن طبق تفسیر بدوی حکم بر فقدان ماهیت در مجردات شده است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا تناقضی بین دو قاعده وجود دارد یا خیر و در صورت عدم وجود تناقض، دیدگاههایی که از سوی فیلسوفان برای رفع تناقض ظاهری بیان شده است چیست؟ برخی بین این دو قاعده تناقض قائل بوده و معتقدند رای نهایی صدرا تنها پذیرش یکی از این دو قاعده است. برخی دیگر هم معتقدند که علیرغم تناقض ظاهری، حقیقتاً بین این دو قاعده تناقضی وجود ندارد. نگارندگان بعد از احصای پاسخهای مطرحشده از سوی فیلسوفان آنها را قانعکننده نیافته ازاینرو با تحقیق و نگاه دوباره در معانی ماهیت پاسخ دیگری در این مقاله ارائه دادهاند.