بررسی تطبیقی رابطۀ هستی‌شناسانۀ حیات و شناخت در دیدگاه افلوطین و صدرالمتألهین

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم

2 استاد تمام گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم

3 دانشجوی دکتری فلسفۀ تطبیقی دانشگاه قم

doi
10.22061/orj.2022.1738
چکیده

رابطۀ حیات و شناخت در دیدگاه افلوطین و صدرالمتألهین و تطبیق این دو دیدگاه از آن جهت دارای اهمیت است که پیوند هستی­شناختی حیات (life) و شناخت (knowledge) در نگاه دو فیلسوف حکایت از قرابت فکری آنها دارد. «نظر» (contemplation) در نگاه افلوطین نوعی شناخت عام و فراگیر است که تمام مراتب هستی، آن را واجدند. اندیشه یا شناختی که افلوطین آن را عین حیات و زندگی می­داند. در دیدگاه ملاصدرا نیز هم علم و ادراک (شناخت) و هم حیات، تابع وجود و بلکه عین وجود است. از این روست که علم و حیات در وجود، وحدت دارند. باور به عینیت وجودی دو صفت حیات و شناخت و بالتبع موجود حیاتمند و شناختمند، اعتقاد به تحویل­ حیات به شناخت و اشتراک مبانی رابطۀ هستی­شناسانه میان حیات و شناخت -همانندی مبدأ و غایت حیات و شناخت، مشکک ­بودن حقیقت حیات و شناخت، عامل مشترک حیات و شناخت در طبیعت و حیاتمندی و شناختمندی عالم- در نگاه دو فیلسوف، زمینه را برای تطبیق دو دیدگاه فراهم آورده است. تطبیقی که نتیجۀ آن، یافتن قرابت­های فکریِ دو فیلسوف دربارۀ نوع رابطۀ حیات و شناخت است.