واکاوی نظریۀ فیض و تبیین نسبت آن با مسئلۀ خلقت در نگرش ابنسینا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه فلسفه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیارگروه فلسفه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد گروه فلسفه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22061/orj.2021.1671چکیده
ابنسینا در آموزۀ خلقت با اینکه تحت تاثیر ارسطو و نظریه نوافلاطونی فیض است، از سویی متاثر از متکلمان مسلمان و منابع و متون دینی است، و همین موجب تمایز اندیشه او از متفکران سلف خود شده است. او در عین اینکه از فاعل به عنوان مفیض و عَلت وجودی یاد میکند، رابطه موجودات با فاعل را بر رابطه وجودی استوار میسازد، نظریۀ علم عنائی او در صدور موجودات با اصلاحات اندکی میتواند در منشأ صدور موجودات، نظریهای قابل اعتنا باشد. او در علم خداوند به ذات خود از علم حضوری و اتحاد عالم و معلوم سخن رانده است، لذا با توجه به برداشت وی از علم حضوری، میتوان با اتکا به همین نظریه او، علم خداوند به مخلوقات اعم از مبدعات و مخترعات و مکونات را توجیه و تبیین کرد، خصوصاً اینکه ابنسینا علم خداوند به مخلوقات را از طریق علم به ذات تبیین و تفسیر میکند. نظریۀ فیض در اندیشه فیلسوفان بعدی هیچگاه مورد غفلت نبوده و به عنوان یکی از معقولترین تفسیرها از خلقت جهان و خالقیت و فاعلیت خداوند عنوان میشود. در این مقاله با اتکا به روش تحلیلی، بر اساس نظریۀ فیض ابنسینا، سعی در تبیین و پر کردن فاصله پراهمیت خالق و مخلوق داریم، چنانکه نظریۀ فیض توام با علم الهی پایه و اساس خلقت ابداعی عالم قلمداد گردد.