نفس در مابعدالطبیعه مذموم و ممدوح در اندیشه کانت

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، (تهران)، ایران

2 استادیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد علوم و تحقیقات تهران، (تهران)، ایران

3 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد علوم و تحقیقات تهران ،(تهران)، ایران

4 استاد گروه فلسفه، دانشگاه تهران، (تهران)، ایران

doi
10.22061/orj.2022.1679
چکیده

یکی از سه رکن تشکیل دهندة تمامی مابعدالطبیعه‌های کلاسیک، نظریة نفس است. کانت در کنار نفس، جهان و خدا را نیز به‌عنوان دیگر ارکان مابعدالطبیعة استعلایی معرفی کرده و نسبت سازوار آن‌ها با یکدیگر را به‌مثابه رئوس «علم فلسفه» در نقد سوم تبیین کرده است. به‌عقیده وی برای نیل به چنین مطلوبی، لازم است هر یک از این سه رکن در چارچوب فلسفه نقدی مورد تحلیل قرار گیرند تا بدین طریق گره‌های تاریخی مابعدالطبیعة سنتی باز شود و فلسفه بتواند همچون دانش‌های متقنی چون ریاضیات و فیزیک حرکت رو به پیشرفت داشته باشد. وی در بخش دیالکتیک استعلایی نقد عقل محض، ذیل قیاسی حملی دعاوی متعاطیان مابعدالطبیعه به خصوص صورتبندی‌هایی که دکارت در آثار خود ارائه کرده را در چهار مغالطة معروف بررسی کرده و چرایی عقیم بودن آن‌ها را نشان داده است. این نوشتار درصدد است علاوه‌بر تقریر رویکرد متعاطیان سنتی مابعدالطبیعه در خلال دو بحث جدی کانت در باب نفس- یکی به‌عنوان شرط شناخت و دیگری به‌عنوان بخشی از مابعدالطبیعة سنتی و مغالطات مضمر در آن- نشان دهد چگونه نفس به عنوان یکی از ارکان «علم فلسفه» و نظام کامل فلسفی در فلسفة نقادی کانت صورتبندی شده و برای این صورتبندی چگونه باید از نفس‌شناسی دکارتی رد شد.