تعلیق مشروطیت در دام استثناء؛ بازخوانی انتقادی بسترهای رویدادی و نهادی تعلیق مشروطیت در ایران معاصر

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکترای علوم سیاسی (گرایش مسائل ایران)، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.30466/jhf.2025.56024.1028
چکیده

ایرانیان، در شکل‌دهی به‌نظام سیاسی مدرن، تلاش‌‌های زیادی انجام دادند تا قدرت را محدود و قانونی سازند؛ اما در مشروطه‌سازی با شکست مواجه بوده‌اند. با وقوع انقلاب مشروطیت و تدوین قانون اساسی، چنین انتظار می‌رفت که دولت و حکومت در ایران «کنستیتوسیونل» گردد؛ ولی دشواره‌ی بنیادین سیاست ایران معاصر یعنی مشروطه‌سازی قدرت همچنان حل‌ ناشده باقی ماند و به‌سمت استثناء و تعلیق سوق پیدا کرد که نتیجه‌ای جز «استبداد منور» نداشت. سازوکار‌های دموکراتیک، با حاکم‌شدن «وضعیت استثناء» به‌حاشیه رفت و دچار «تعلیق» شد. نگارنده، ضمن بهره‌گیری از دستگاه مفهومی «وضعیت استثناء» به‌منظور واکاوی دشواره‌ی «تعلیقِ مشروطیت» در تاریخ معاصر ایران تلاش کرده تا به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که کدام مؤلّفه‌های رویدادی و نهادی، سبب‌ساز تعلیق مشروطیت و چیرگی وضعیت استثناء، در پایانِ قاجار و سلطنت پهلوی اول گردید. با کاربست روشِ تبیین تاریخی، فرضیۀ پژوهش، بررسی و چنین یافت شد که مشروطه‌سازیِ قدرت سیاسی، به‌دلیلِ: 1. فقدان پیش‌زمینه‌های اندیشه‌ای و فرهنگی در جامعه ایرانی؛ 2. تلنبارشدن رویدادهای بحران‌ساز و معلق‌کننده‌ی مشروطیت اعم از رویدادهای داخلی و خارجی؛ و 3. آماده نبودن بسترهای نهادی، در دامِ استثناء افتاد و به‌تعلیق کشانده شد.