بررسی انتقادی دیدگاه سهروردی دربارۀ «وجود»
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.22061/orj.2022.1763چکیده
موضوع و دایر مدار مسائل در فلسفۀ مشاء وجود است. میتوان گفت نظام فلسفی مشاء اعم از خداشناسی، جهان شناسی و وجود شناسی مبتنی بر «وجود» است. سهروردی دیدگاه فلاسفۀ مشاء را دربارۀ وجود در پرتو رابطه آن با ماهیت تحلیل میکند. به نظر وی وجود به عنوان مفهوم کلی صرفا در مرتبۀ ذهن تقرر دارد؛ اما فلاسفۀ مشاء با عینی دانستن آن، احکام مفاهیم ذهنی را با امور عینی خلط کردهاند. لذا سهروردی معتقد است فلاسفۀ مشاء در بحث از وجود دچار مغالطه ذهن و عین شدهاند که مالاً به ناسازگاری درونی در نظام فلسفی مشاء می انجامد. وی با اظهار این مغالطه به اعتباری بودن وجود میرسد و مسائل فلسفه را از وجود شناسی به نورشناسی تغییر میدهد. در این مقاله با روش تحلیلی و انتقادی ابتدا فهم سهروردی را از وجود و رابطه آن با ماهیت مطرح و سپس با تکیه بر نظر فلاسفه مشاء، سوء فهم سهروردی را از نظر ایشان بیان میکنیم و در مرحله آخر نظر سهروردی به تفصیل مورد نقد قرار میگیرد. سهروردی در فهم نظر فلاسفۀ مشاء در باب وجود دچار مغالطاتی شده است که از جمله آنها میتوان به مشکلات معرفت شناختی در تصور و فهم وجود، خلط عرض با عرضی، خلط ماهیت من حیث هی هی با ماهیت بشرط شی، خلط عقل با ذهن، خلط انواع تمایز بین وجود و ماهیت و خلط معقولات ثانی فلسفی با منطقی اشاره کرد.