نقش تعدیلگر خشکسالی در رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکتی و عملکرد مالی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشگاه موناش، ملبورن، استرالیا.
3 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2024.362704.1008843چکیده
هدف: شرایط جغرافیایی ایران موجب شده است تا اغلب مخاطرات طبیعی در آن به وقوع بپیوندد. از جمله این مخاطرات میتوان خشکسالی را نام برد که از گذشتههای دور، در بسیاری از سالها، بر فلات ایران حاکم بوده است. هدف این پژوهش بررسی نقش تعدیلگر خشکسالی در رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکتی و عملکرد مالی، در بین شرکتهای پذیرفته شده در بازار بورس اوراق بهادار تهران است. روش: فرضیههای این پژوهش با نمونهای مشتمل بر ۲۲۵ شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بازار بورس اوراق بهادار تهران، طی بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ و با استفاده از الگوهای رگرسیونی چند متغیره آزمون شد. برای اندازهگیری خشکسالی در استانهای مختلف ایران، از شاخص استاندارد شده بارش (SPI)؛ برای اندازهگیری عملکرد مالی شرکتها، از دو شاخص بازده کل داراییها و بازده حقوق صاحبان سهام و برای اندازهگیری مسئولیت اجتماعی شرکتی، از شاخص کیالدی (KLD) استفاده شد؛ به این صورت که این شاخص خود شامل چهار معیار ویژگیهای محصولات شرکت، محیطزیست، مشارکتهای اجتماعی و روابط کارکنان است. برای امتیازدهی به این معیارها، از اطلاعات موجود در یادداشتهای توضیحی پیوست صورتهای مالی و گزارشهای هیئتمدیره شرکتها استفاده شد. برای آزمون فرضیهها، از دادههای ترکیبی (با کنترل اثرهای سال و صنعت) و مدل رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که مسئولیت اجتماعی شرکتی، بر عملکرد مالی شرکتها تأثیر مثبت و معناداری دارد و خشکسالی این رابطه مثبت را تقویت میکند. نتیجهگیری: خشکسالی بهعنوان یکی از پیامدهای اصلی پدیده تغییرات اقلیمی، موضوعی مهم و ملموس در ایران است و بررسی پیامدهای آن در بازار سرمایه، اهمیت بسیار زیادی دارد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر این است که تأثیر مثبت مسئولیت اجتماعی شرکتی بر عملکرد مالی، در بین شرکتهای متأثر شده از خشکسالی، از قوت بیشتری برخوردار است. نقش تعدیلگر این متغیر در رابطۀ بین مسئولیت اجتماعی شرکتی و عملکرد مالی، تاکنون نه در ادبیات داخلی و نه در ادبیات خارجی بررسی نشده است؛ از این رو پژوهش حاضر مشارکت چشمگیری را در ادبیات این حوزه خواهد داشت و میتواند بینشهای مهمی را برای گروههای مختلف فراهم کند. در تفسیر نتایج بهدستآمده میتوان گفت، شرکتهایی که در مناطق تحت تأثیر خشکسالی فعالیت میکنند، با چالشهای منحصربهفرد و خطرهای شدید مرتبط با کمبود آب، کاهش منابع و تخریب محیط زیست مواجهند. این شرکتها با مشارکت در فعالیتهای مرتبط با مسئولیت اجتماعی شرکتی که به این مسائل خاص میپردازند (مانند طرحهای حفاظت از آب، مدیریت منابع پایدار و برنامههای حمایتی مرتبط با جامعه)، تلاش کردهاند بهطور مؤثر، اثرهای نامطلوب خشکسالی را بر عملیات خود کاهش دهند و از شکلگیری یک دیدگاه منفی ذینفعان (نشئتگرفته از شرایط خشکسالی) به عملکرد شرکت، جلوگیری کنند. این رویکرد شرکتهای متأثر از خشکسالی که احتمالاً با هدف افزایش پایداری زیستمحیطی و اجتماعی و همچنین تقویت انعطافپذیری و توانایی در جهت انطباق بیشتر با شرایط چالش برانگیز آبوهوایی صورت گرفته، موجب شده است تا تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکتی بر عملکرد مالی، در بین شرکتهای متأثر از خشکسالی از شدت بیشتری برخوردار باشد.