کیفیت زندگی زنان خیانت دیده و ناملایمات دوران کودکی؛ نقش واسطه ای حمایت های اجتماعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی عمومی،واحد علوم و تحقیقات ،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران
2 دانشیار، گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه خوارزمی تهران، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22034/naes.2025.507487.1660چکیده
هدف: خیانت زناشویی یکی از چالشهای مهم در روابط زوجین است که تأثیرات مخربی بر کیفیت زندگی افراد، بهویژه زنان خیانتدیده، دارد. هدف این پژوهش تدوین الگویی ساختاری برای بررسی تأثیر ناملایمات دوران کودکی و سبکهای دلبستگی بر کیفیت زندگی زنان خیانتدیده، با نقش واسطهای حمایتهای اجتماعی بود. روش: این پژوهش از نوع کمی و طرح آن شبهآزمایشی با روش پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری بود. جامعه آماری شامل ۳۰۰ زن خیانتدیده مراجعهکننده به مراکز مشاوره در شهر تهران بود که از میان آنها ۲۳۰ نفر با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامههای ناملایمات دوران کودکی، سبکهای دلبستگی، حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی بود. دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرمافزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که ناملایمات دوران کودکی بهطور منفی و معناداری بر کیفیت زندگی زنان خیانتدیده تأثیر دارد (p<0. 01). همچنین، سبکهای دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی) بهطور معناداری با کاهش کیفیت زندگی در ارتباط بودند، درحالیکه سبک دلبستگی ایمن تأثیر مثبتی بر کیفیت زندگی داشت (p<0. 01). حمایت اجتماعی بهعنوان یک متغیر میانجی، اثرات منفی ناملایمات دوران کودکی و سبکهای دلبستگی ناایمن بر کیفیت زندگی را کاهش داد و اثر مثبت سبک دلبستگی ایمن را تقویت کرد. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که کیفیت زندگی زنان خیانتدیده تحت تأثیر تجربیات نامطلوب کودکی، سبکهای دلبستگی و میزان حمایت اجتماعی قرار دارد. مداخلات روانشناختی برای بهبود کیفیت زندگی این زنان باید بر تقویت حمایت اجتماعی، اصلاح سبکهای دلبستگی و کاهش تأثیرات منفی ناملایمات دوران کودکی متمرکز باشد. این پژوهش میتواند راهکارهای مؤثری برای مشاوران خانواده و سیاستگذاران در حوزه سلامت روان ارائه دهد.