تحلیل لایحه اصلاحات ارضی در ایران: از تصویب تا واکنشها
نویسندگان
1 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.30466/jhf.2024.55703.1015چکیده
یکی از سیاستهای کلان و بحثبرانگیز دولت پهلوی، تصویب لایحه اصلاحات ارضی در دهه 1340ش بود. هدف آن تغییر ساختار مالکیت زمین و بهبود وضعیت کشاورزان بوده است. این لایحه با واکنشهای مختلفی از سوی گروههای مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روبهرو شد. از یکسو، موافقان این لایحه آن را اقدامی برای کاهش فقر و ایجاد عدالت اجتماعی در روستاها تلقی میکردند و معتقد بودند که این تغییرات میتواند به نوسازی ساختار کشاورزی کشور بینجامد. از سوی دیگر، مخالفان لایحه، بهویژه مالکان و برخی نیروهای سیاسی، آن را تهدیدی برای منافع و اقتدار خود میدیدند و از پیامدهای ناخواسته آن نگران بودند. پژوهش حاضر با تحلیل عمیق دیدگاههای موافق و مخالف نسبت به اصلاحات ارضی و با روش توصیفی تحلیلی به بررسی دلایل هر یک از این واکنشها میپردازد. سؤال پژوهش حاضر این است که چه عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجب بروز واکنشهای متفاوت به لایحه اصلاحات ارضی در ایران شد و چگونه این واکنشها بر اجرای این لایحه تأثیر گذاشتند؟ یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد موافقان اصلاحات ارضی در دوران تاریخی موردبررسی، گروههای سیاسی مختلف در ایران از جمله مارکسیستها بودند که هرکدام مواضع خاصی در قبال مسائل دهقانی و اصلاحات ارضی داشتند. احزاب مختلف چپگرا در ایران، بهرغم اختلافات در رویکردها و راهحلها، بهطورکلی بر ضرورت اصلاحات ارضی و تغییر در نظام مالکیت تأکید داشتند. مخالفان اصلاحات ارضی در ایران، که بهطور رسمی در دهه ۱۳۴۰ ش با اصلاحات ارضی و سیاستهای انقلاب سفید آغاز شد، طیف وسیعی از گروههای سیاسی و مذهبی، رهبران روحانی و شخصیتهای وابسته به دربار را شامل میشد. این مخالفتها از منظرهای گوناگون، از قانونی و اقتصادی تا مذهبی و سنتی شکل میگرفت و از گروههای مختلفی نظیر جبهه ملی، نهضت آزادی، برخی روحانیون برجسته و حتی افراد نزدیک به دربار شاهنشاهی نشأت میگرفت.