واکاوی روابط بین‌الملل در دورۀ پهلوی اول از منظر هُمایون کاتوزیان؛ مطالعه موردی: بریتانیا

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران،

doi
10.30466/jhf.2025.55770.1019
چکیده

بررسی نگرش حاکمیت پهلوی اول به سیاست خارجی و روابط بین‌المللی و کاربست آن در این حوزه در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیاز به تبیین تاریخی دارد. دورۀ پهلوی اول، مورد تحلیل متناقض و متفاوت در بُعد مزبور قرارگرفته است. حکومت پهلوی اول، تحت شرایط و عوامل متعدد داخلی و خارجی تأسیس شد. مهم‌ترین نیروی خارجی مؤثر در پیدایش حکومت پهلوی، دولت بریتانیا بود و اما رضاشاه در طول دوران پادشاهی خویش درصدد بود برچسب دست‌نشاندگی بریتانیایی‌اش را از پیشانی‌اش پاک کند. رضاشاه کوشید مناسبات سیاسی را با دول غربی توسعه دهد، با دول فرانسه، آلمان، سوئیس، اتریش و اروپای شرق روابط تجاری، سیاسی و علمی در قالب اعزام محصلانی برای کسب علوم و فنون نوین برقرار کرد. با وجودی که، افسران بریتانیایی در ایران، نقش مهمی در روی کار آمدن رضاشاه ایفا کرده بودند، اما هیچ‌گاه در دوران پادشاهی‌اش، محصلی به انگلیس اعزام نکرد. در دوران پادشاهی‌ او، به‌ویژه وقوع جنگ جهانی دوم، رضاشاه به سمت جبهه اتحاد جنگ که هیتلر رهبر آلمان در این جبهه بود رفت، بریتانیا در سمت دیگر جبهه، یعنی نیروهای متفقین از جانب‌داری رضاشاه به آلمان، بسیار خشمگین بود، و پس از هشدارهای جبهه متفقین به رضاشاه، وی، پشتیبانی لجستیک و اطلاعاتی را به دولت آلمان انکار کرد. سرانجام، کشور ایران، توسط نیروهای متفقین اشغال شد. رضاشاه از اریکه قدرت کنار گذاشته شد. پژوهش پیش رو، می‌کوشد که رویکرد رضاشاه را در مناسبات بین‌الملل از جمله با دولت بریتانیا موردبررسی و تبیین تاریخی قرار دهد.