تحلیل و نقد بعد هستی شناسی و معناشناسی الهیات تنزیهی حکیم تبریزی بر مبنای حکمت صدرایی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه خوارزمی کرج
2 استاد دانشگاه قم
3 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه خوارزمی کرج
doi
10.22061/orj.2021.1648چکیده
رجبعلی تبریزی یکی از نظریهپردازان الهیات تنزیهی میباشد. وی بر این باورست که همه اوصاف خداوند، جنبه سلبی دارند و تنها از نوعی تنزیه حکایت میکنند و ارجاع اوصاف الهی به سلب مقابل آن است.مبنای این دیدگاه بر اساس آموزههای اصالت ماهیت و اشتراک لفظی وجود و تفسیرها و برداشتهای ظاهری و قشری ازآیات وروایات میباشد ورگههای فکری مکتب نوع افلاطونی نیز درآن مشاهده میشود.حکیم بسیاری از امهات حکمت متعالیه، همچون، اصالت وجود و لوازم آن،بالاخص، عینیت ذات وصفات الهی را،در سه بعد هستی شناختی،معرفت شناسی و معناشناسی انکار کرده است. حکیم در استدلالهای خود در بعد هستی شناسی و معنا شناسی دچار خلط مفهوم و مصداق شده است . نگارنده بر اساس اصالت وجود و اشتراک معنوی وجود و تشکیک خاصی وجود و اصولی همچون قاعده بسیط الحقیقة و حیثیت تقییدیه اندماجی و قاعده معطی الشی دیدگاههای حکیم را نقد کرده است.