تأثیر هموارسازی سود از طریق فعالیتهای واقعی و مؤلفههای آن بر کارایی سرمایهگذاری نیروی کار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
3 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2024.364172.1008848چکیده
هدف: نتایج پژوهشهای اخیر، این دیدگاه را تأیید میکنند که شرکتها برای تأمین مالی پرداختهای نیروی کار خود، به سرمایه خارجی نیاز دارند و اصطکاکهای تأمین مالی، بر سرمایهگذاری نیروی کار اثرگذار است. هموارسازی سود، از طریق فعالیتهای واقعی، میتواند بر کارایی سرمایهگذاری نیروی کار، از طریق تأثیر آن بر اصطکاکهای بازار ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و تأمینکنندگان منابع سرمایه خارجی، تأثیر بگذارد. با توجه به این مقدمه، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هموارسازی سود از طریق فعالیتهای واقعی و مؤلفههای آن بر کارایی سرمایهگذاری نیروی کار است. روش: از آنجا که نتایج پژوهش میتواند در فرایند تصمیمگیری استفاده شود، مطالعه حاضر از شاخه پژوهشهای کاربردی محسوب میشود و چون دادهها بر اساس اطلاعات واقعی گذشته جمعآوری شدهاند، از نوع پسرویدادی است. همچنین این پژوهش، از لحاظ ماهیت توصیفی ـ همبستگی است. هدف این گونه پژوهشها، مطالعه و بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش است. برای اندازهگیری متغیر کارایی سرمایهگذاری در نیروی کار، از رویکرد پینوک و لیلیس (۲۰۰۷) استفاده شده است. متغیر هموارسازی سود از طریق فعالیتهای واقعی و مؤلفههای آن، بر اساس مدلهای پیادهسازی شده در پژوهش تاکر و زاروین (۲۰۰۶) و روشی که دوو، هوپ و توماس (۲۰۱۳) برای تفکیک مؤلفههای هموارسازی سود استفاده کردهاند، اندازهگیری شده است. بر اساس شرایط و محدودیتهای اعمال شده، جامعه آماری غربال شده، متشکل از ۱۰۶ شرکت پذیرفته شده در بورس تهران بود که با استفاده از الگوهای رگرسیونی چند متغیره آزمون شدند. یافتهها: نتایج نشان میدهد که با افزایش سطح هموارسازی سود از طریق فعالیتهای واقعی، کارایی سرمایهگذاری نیروی کار شرکتها نیز افزایش پیدا میکند. این نتیجه برای مؤلفه اطلاعاتی هموارسازی سود نیز صادق است و اثر مثبت و معناداری بر کارایی سرمایهگذاری نیروی کار دارد؛ اما تأثیر مؤلفه گیجکننده بر کارایی سرمایهگذاری نیروی کار تأیید نشد. نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده بیان میکند که مدیران از هموارسازی سود از طریق فعالیتهای واقعی، برای انتقال اطلاعات پنهانی استفاده میکنند که نشاندهنده چشمانداز آتی شرکت است و با هموارسازی سود در طی سالهای متوالی، چشماندازی روشن و مثبت از آینده شرکت را در اختیار سرمایهگذاران و اعتباردهندگان قرار میدهند. در واقع مدیران با استفاده از ابزار علامتدهیعدم تقارن اطلاعاتی را کاهش میدهند و این موضوع سبب میشود که برای سرمایهگذاریهای خود روی نیروی کار، منابع مالی کافی در اختیار داشته باشند و تصمیمهای کارایی بگیرند. بهطور کلی بر اساس دیدگاه علامتدهی اطلاعات خصوصی، میتوان نتیجهگیری کرد که هموارسازی سود از طریق فعالیتهای واقعی، اطلاعات خصوصی مدیران را در رابطه با درآمدهای آتی شرکت منتقل میکند. در نتیجهعدم تقارن اطلاعاتی بین شرکتها و تأمینکنندگان، سرمایه خارجی را کاهش میدهد و از این طریق موجب کارایی سرمایهگذاری نیروی کار خواهد شد. در خصوص مؤلفه فرصتطلبانه هموارسازی سود نیز با توجه به رد فرضیه تأثیر آن بر کارایی سرمایهگذاری نیروی کار، میتوان نتیجهگیری کرد که عوامل احتمالی مختلفی از جمله ناآگاهی یا گمراهی برخی از فعالان بازار، وجود رفتارهای غیرمنطقی و اعتقاد به ثبات عملکردی و همچنین تأثیر بیش از حد مؤلفه اطلاعاتی، میتواند این اثر را خنثی کرده باشد. در نهایت، علاوه بر برجسته کردن نقش مثبت هموارسازی سود از طریق فعالیتهای واقعی در افزایش کارایی سرمایهگذاری نیروی کار، با توجه به اهمیت این موضوع و همچنینعدم تشخیص قصد مدیریت از هموارسازی سود، این پژوهش پیشنهاد میکند که مطالعات بیشتری در این زمینه انجام پذیرد.