بازتاب عرفان دیونوسیوس مجعول در اندیشه ماریون: گذار از هستی شناسی آنالوژیک آکویناس به پدیدارشناسی عشق
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، گروه ادیان و عرفان
2 استادیار دانشگاه سمنان، گروه ادیان و عرفان
doi
10.22061/orj.2021.1656چکیده
در این نوشتار رویکرد ماریون به هستیشناسی آکویناس بررسی میشود. ماریون با بررسی مبانی رویکرد تشابهی آکویناس در الهیاتِ عرفانی دیونوسیوس مجعول نشان میدهد که آکویناس انتوتئولوژیست نیست. ماریون علاوه بر این رویکرد سلبی، از پدیدارشناسی عشق به عنوان بدیل ایجابی برای ارتباط با خداوند استفاده میکند. به نظر او تجربۀ عاشقانه، آیکون یا تمثال ارتباط با خداوند است. او انکشاف الهی را محل تلاقی «پدیدۀ اشباعشده» و آیکون میداند. در تشابه (آنالوژی) به تفاوت مطلق وجود خداوند و مخلوقات و عدم اشتراک معنوی وجود پی میبریم ولی عشق در مورد خداوند و انسانها از اشتراک معنوی برخوردار است. ماریون علاوه بر تحلیل پدیدارشناسانۀ عشق به عنوان زمینهای برای فهم ارتباط خدا با جهان و انسان، از وجه نفسالامری و آفرینندگی عشق نیز غافل نیست. او معتقد است که برخلاف نگرش هایدگر، ندا یا دعوتِ «رویداد از آنِ خود کننده» ناظر به وجه سوبژکتیو آن است. درواقع ماریون به جای اینکه هستی را امری غیرشخصی بداند، حقیقت هستی را سوژهای متعالی میانگارد که آدمی را به سوی خود فرامیخواند. الهیات ماریون میتواند برای فلاسفه دین تحلیلی که به دنبال آرمان ضرورت، کلیت و عینیت هستند و از تجربۀ شهودی و اخلاقی دین غفلت میکنند، منشاء بینشی نوین باشد.