تأثیر قدرت مدیرعامل بر خوانایی گزارشگری مالی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری سودآوری و راهبری شرکتی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه حسابداری، مؤسسه آموزش عالی امین، فولادشهر، اصفهان، ایران
2 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 کارشناس ارشد، گروه حسابداری، واحد مبارکه، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
doi
10.22059/acctgrev.2024.364836.1008854چکیده
هدف: گزارشهای مالی و غیرمالی سالانه برای تأثیرگذاری بر درک عمومی و برقراری ارتباط با ذینفعان است. سازمانها (مدیریت) از تاکتیکهای مختلفی مانند مدیریت در لحن و خوانایی گزارشگری خود، برای اثرگذاری بر ذهن مخاطبان و سهامداران خود و القای عملکرد مطلوب و ارائه تصویر مثبت از عملکرد سازمان استفاده میکنند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر قدرت مدیرعامل بر خوانایی گزارشگری مالی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری سودآوری و راهبری شرکتی است. روش: این پژوهش از نظر نوع مطالعه کاربردی و رویکرد آن قیاسی استقرایی است. برای تحلیل فرضیههای پژوهش، از رگرسیون چندگانه مبتنی بر دادههای تابلویی استفاده شده است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش کتابخانهای، اطلاعات لازم در زمینه مبانی نظری موضوع پژوهش و پس از آن، اطلاعات مورد نیاز برای تخمین مدلها جمعآوری شد. در ادامه، پس از انتخاب نمونه، از اطلاعات ۸۲ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ (به مدت ۱۱ سال) استفاده شد. یافتهها: نتایج حاصل از فرضیه اول پژوهش نشان داد که قدرت مدیرعامل بر خوانایی گزارشگری مالی تأثیر منفی و معنادار دارد. همچنین، نتایج فرضیه دوم پژوهش نشان داد که سودآوری شرکت، تأثیر منفی قدرت مدیرعامل بر خوانایی گزارشگری مالی را افزایش میدهد. در ادامه، نتایج فرضیه سوم پژوهش نشان داد که راهبری شرکتی، بر رابطه بین قدرت مدیر عامل و خوانایی گزارشگری مالی، اثر تعدیلگری ندارد. نتیجهگیری: بر اساس تئوری نمایندگی و تئوری مدیریت احساس، نتیجه فرضیه اول نشان میدهد که مدیران قدرتمند منفعت شخصی دارند و میکوشند تا کمتر افشاگری کنند یا به افشای اطلاعات دستکاری شده یا مبهم اقدام کنند. نتایج فرضیه دوم نیز نشان داد هنگامی که شرکتها در مقایسه با همتایان خود در زمینه سودآوری، بهشکل چشمگیری ضعیف عمل میکنند، مدیریت میکوشد تا از طریق روایتهای متنی بدون ساختار و بینظمی در گزارشهای سالانه، افزایش حجم صفحهها، افشا در پاورقیها و استفاده زیاد از جملهها و کلمههای مبهم، به توانایی تحلیلی و پردازشی استفادهکنندگان آسیب وارد کند. همچنین، نتایج فرضیه سوم نشان داد که راهبری شرکتی، بهعنوان یک سازوکار نظارتی، نمیتواند تأثیر منفی انگیزههای مدیرعامل قدرتمند را برای دستکاری در خوانایی گزارشهای مالی شرکتی محدود کند. این یافتهها تأکیدی بر نقش منفی قدرت مدیرعامل بر خوانایی گزارشگری مالی است و انتظار میرود بتواند به سیاستگذاران، از جمله سازمان بورس اوراق بهادار تهران کمک کند تا از قدرت مدیرعامل بر خوانایی یاعدم خوانایی گزارشگری مالی شرکتهای بورسی درک بهتری داشته باشند و بر این اساس با وضع دستورالعملهایی مانند آنچه توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار آمریکا با عنوان انگلیسی ساده صورت گرفته است، شرکتها را ملزم کنند تا برای نگارش گزارشهای سالانه آن را رعایت کنند و از این طریق، رفتار فرصتطلبانه مدیریت را کنترل و محدود نمایند و حتی گزارشهای سالانه را بر مبنای خوانایی رتبهبندی کرده و بهعنوان یکی از مصادیق افشا و شفافیت شرکتها لحاظ کنند.