اصل جان و رابطۀ آن با خداوند در منطق‌الطیر عطار، با مروری بر طیرنامه‌های ابن‌سینا و سهروردی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه پیام نور، مرکز تهران

doi
10.22059/jrm.2021.325078.630205
چکیده

آنچه در بن‌مایۀ‌ داستان‌های رمزی و تمثیلی حکماء و عرفا، خصوصاً در طیرنامه‌ها، به چشم می‌آید، پرواز نفس یا جان انسانی از غربت غربیه و زندان تن به سوی اصل و حقیقت خویش است. در این داستان‌ها جان سالک یا سالکان به‌صورت رمز در شکل پرنده یا پرندگان تمثل پیدا می‌کند. رسیدن جان به اصل خویش و درهمان‌حال رسیدن به رابطه‌ای انفسی با حقیقتی قدسی یکی از اندیشه‌های محوری در این سفرنامه‌ها است. در این مقاله بنا داریم تا با بهره‌گیری از برخی مفاهیم فلسفی‌-‌الهیاتی و با مروری بر طیرنامه‌های ابن‌سینا و شیخ اشراق، به تحلیل و تبیین دستگاه الهیاتی عطار در منطق‌الطیر، پیرامون اصل و حقیقت جان و رابطۀ آن با خداوند بپردازیم. برخلاف ابن‌سینا و سهروردی که نهایت سفر نفس برای وصول به اصل و حقیقت خویش را رسیدن سالک به ارتباط شخصی انفسی با عقل فعال می‌دانند، عطار از ارتباط انفسی جمعی و مشترک نفوس با خداوند در انتهای سفر خبر می‌دهد. عطار از چند اندیشۀ مهم دیگر درگیر با موضوع نیز گفتگو کرده است که، به هر دلیل، در رساله‌های دو فیلسوف دیگر مورد کم‌توجهی یا غفلت قرار گرفته‌اند. نفی دوگانۀ آفاق/ انفس درمورد رابطۀ میان انسان و خدا، اتخاذ رویکردی سلبی به ذات و صفات خداوند درکنار رویکرد ایجابی به افعال و اسماء خداوند، اعتقاد به هویت الهی نفس، اعتقاد به وجود یک نفس یا جان واحد برای اشخاص متکثر انسانی‌-‌ایمانی، و نظریۀ تجلی نخست خداوند در یک حقیقت شخصی و انسانی، از این اندیشه‌ها هستند.