خوانش آیزیا برلین و دیوید وست در باب مبانی هستی شناختی آزادی مثبت در اندیشة اسپینوزا

نویسندگان

1 دانشیار فلسفة تربیت دانشگاه کردستان

2 پژوهشگر پست دکتری فلسفه غرب، دانشگاه تبریز

3 دانشیار فلسفه دانشگاه تبریز و مأمور در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.22061/orj.2021.1659
چکیده

آیزیا برلین و دیوید وست از جمله فیلسوفان سیاسی هستند که به تحلیل مفهوم آزادی مثبت در اندیشة اسپینوزا پرداخته­اند. آن­ها در تلاش برای تبیین معنای آزادی مثبت در اندیشة اسپینوزا تفاسیر و بینش­های متفاوتی را اتخاذ کرده­اند و به نتایج متفاوتی هم رسیده­اند. برلین در مقالة دو مفهوم از آزادی، رسالة الهی­سیاسی اسپینوزا را منشأ دفاع از اصالت اقتدار و نادیده گرفتن آزادی­های فردی قلمداد می­کند. در حالی­که وست با نگرشی جامع­تر به دفاع از اندیشة سیاسی اسپینوزا برخاسته است، و با تحلیل وسیع­تری از ابعاد مفهوم آزادی مثبت (هستی­شناختی، اخلاقی و سیاسی) در اندیشة اسپینوزا معتقد است که لزوماً آزادی مثبت به اقتدارگرایی مستبدانه­ای منجر نمی­شود که برلین عموماً آن را به نظریه­های سیاسی عقل­گرایانی چون افلاطون، فیشته و هگل نسبت می­دهد. پرسش­های راهبر ما در این مقاله عبارتند از: خوانش اسپینوزا از آزادی چگونه منجر به دو رهیافت و نتیجة متفاوت از سوی برلین و وست شده است؟ تا چه حد نقدهای برلین به آزادی مثبت اسپینوزا مبنی بر وجوه مقتدرانة آن وارد است؟ وست چگونه بر اساس مبانی هستی­شناختی و اخلاقی در اندیشة اسپینوزا، آزادی مثبت را  نه در مقابل آزادی منفی، بلکه مکمل آن می­داند؟ پیشنهاد نهایی این است که اگرچه خوانش برلین دربارة آزادی مثبت در اندیشة اسپینوزا از برخی وجوه صادق است، اما از رویکردی تقلیل­گرایانه برخوردار است که در آن تنها بر برخی از مواضع اسپینوزا در رسالة الهی سیاسی تمرکز دارد. این در حالی است که خوانش وست به دلیل توجه به ابعاد مختلف اخلاقی، هستی­شناختی و سیاسی واقع­بینانه­تر و جامع­تر است.