تحلیل شهودی هستی و استنباط وجود واجب نزد ابن سینا
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه مازندران
2 کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه مازندران
3 دانشیار دانشگاه مازندران
doi
10.22061/orj.2022.1685چکیده
شیوه های کسب معرفت خدا همواره از دغدغههای فیلسوفان بوده است. در فلسفه اسلامی ابن سینا در آثار خود معرفت خداوند را مورد بررسی قرار میدهد و بخصوص در کتاب اشارات شیوه متفاوتی را در باره معرفت خداوند ارائه مینماید به نحوی که خود در نمط چهارم فصل بیست و نهم بدان عنوان صدیقین میدهد. هدف پژوهش حاضر دفاع از شیوه صدیقین سینوی است که به اشتباه به برهان صدیقین معروف گشته است. پرسشی که در این پژوهش بدان پاسخ داده میشود این است آیا روش جدیدی را که ابن سینا درباره معرفت واجب در کتاب الاشارات و التنبیهات معرفی نموده است از خطای استنباط مصداق از مفهوم رنج میبرد؟ در این رابطه نویسنده با تکیه بر آثار ابن سینا ضمن ارائه تقریری شهودگرایانه نشانخواهد داد که ابن سینا در تحلیل شهودی هستی ، وجود واجب را به عنوان نتیجه تحلیل خود نشان میدهد و در این طریق او دچار خطای استنباط مصداق شئ از مفهوم ، نمی گردد. همچنین آشکار میگردد که ابن سینا در تحلیل شهودی خود بی واسطه و بدون نیاز به مقدمات معرفت هستی واجب را نشان میدهد. نتیجه و دستاورد پژوهش حاضر، این است که ارزش فلسفی شیوه ای – شیوه صدیقین -که ابن سینا در کتاب اشارات در رابطه با معرفت واجب ارائه نمودهاست درقالب تفکر فلسفی که با تکیه بر مفاهیم نظری مدعیات ، مورد تحلیل قرار داده میشود شیوه ای معتبر است. و در چهارچوب مفاهیم نظری گامی موفق و رو به جلو بوده است.