تأثیر انحراف استراتژیک شرکت از صنعت بر کیفیت حسابرسی و پیامدهای متعاقب آن
نویسندگان
1 استادیار گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2023.347559.1008715چکیده
هدف: در فضای رقابتی کسبوکار، برخی از شرکتها برای کسب مزیت رقابتی متمایز از سایر رقبا، ممکن است از استراتژی متعارف و سنتی حاکم در صنعت منحرف شوند و روش نوینی را در پیش گیرند که برای آنها سودمندی بیشتری دارد. این رویداد در ادبیات مالی و حسابداری تحت عنوان انحراف استراتژیک شناخته میشود. هدف این پژوهش بررسی تأثیر انحراف استراتژیک بر کیفیت حسابرسی و همچنین، پیامدهای انتخاب حسابرسان با کیفیت بالا در شرکتهای دارای انحراف استراتژیک، در سطح کل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش، پیامدهای بهکارگیری و انتخاب حسابرسان با کیفیت بالا، شامل بررسی اثر آن بر مدیریت سود، تجمع (انباشت) سرمایه در دست سهامداران اصلی و عمده، هزینه سرمایه و ارزش بازار شرکتهای بورسی است.روش: روش پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و از لحاظ هدف، کاربردی است. بهمنظور آزمون فرضیهها از مدل رگرسیون، استفاده شد. بر این اساس، صورتهای مالی شرکتهای بورسی برای یک دوره ۹ساله، از ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش انتخاب نمونه آماری، بهروش حذف سیستماتیک صورت گرفت. بر این اساس، بهمنظور آزمون فرضیههای پژوهش، ۱۳۴ شرکت انتخاب و بر اساس دادههای تلفیقی/ ترکیبی آزمون و تحلیلهای آماری انجام شد. برای این منظور پنج مدل رگرسیونی تعریف شد.یافتهها: انحراف استراتژیک بر کیفیت حسابرسی شرکت، تأثیر مستقیم دارد. بهعبارتی، شرکتهای دارای سطوح بالایِ انحراف استراتژیک، به احتمال زیاد به انتخاب حسابرسان با کیفیت تمایل دارند. این موضوع نشان میدهد که شرکتهای دارای سطوح بالای انحراف استراتژیک، به احتمال زیادی به انتخاب حسابرسان با کیفیت اقدام کردهاند. از این رو، بر اساس نظریه نمایندگی، به نظر میرسد که بالا بودن میزانعدم تقارن اطلاعاتی در شرکتهای دارای سطوح بالای انحراف استراتژیک، شرکتها را بهسمت انتخاب و بهکارگیری حسابرسان با کیفیت سوق داده است. از سوی دیگر، در شرکتهای دارای انحراف استراتژیک، انتخاب حسابرسان باکیفیت، به کاهش هزینه سرمایه شرکت و ارزش بازار منجر شده است. بهکارگیری و انتخابِ حسابرسان باکیفیت، در محدودکردن تجمع سرمایه در دست سهامداران عمده و مدیریت سود، بهویژه در شرکتهای دارای سطوحِ بالای انحراف استراتژیک، مؤثر نبوده است. نتیجهگیری: شرکتهای دارای سطوح بالای انحراف استراتژیک، بهدلیل میزان بالای تعارض نمایندگی و کاهش هزینه سرمایه شرکت، به انتخاب حسابرسان با کیفیت اقدام کردهاند. علاوه بر آن، انتخاب حسابرسان باکیفیت، به کاهش ارزش بازار شرکت منجر شده است. بهعبارتی، سهامداران نسبت به درک اثر انحراف استراتژیک شرکتها در شرایط رقابتی و احتمال وجود محدودیت بیشتر در چنین شرکتهایی از طرف حسابرسان باکیفیت، آگاهند. همچنین، در شرکتهای دارای انحراف استراتژیک، انتخاب حسابرسان باکیفیت، به محدودشدنِ میزان مدیریت سود و نیز، کاهشِ هزینه سرمایه شرکت منجر شده است. به بیان دیگر، کیفیت حسابرس در کنارِ انحراف استراتژیک، عاملی مؤثر در کاهش هزینه سرمایه شرکتها بوده است.