افشای مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی و رفتار فرصتطلبانه مدیریت: نقش تعدیلگر حاکمیت شرکتی
نویسندگان
1 استاد گروه حسابداری، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استادیار گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
4 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2023.361761.1008833چکیده
هدف: امروزه در کنار مسئولیت افزایش ثروت سهامداران، توجه به اثرهای اجتماعی و حفاظت از محیط زیست، برای شرکتها اهمیت ویژهای یافته است و شفافیت افشای غیرمالی، مانند مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی (CSR)، به اندازه افشای مالی، در اولویت قرار گرفته است. هرچه یک شرکت در خصوص مسائل اجتماعی و زیستمحیطی مسئولیتپذیرتر و اخلاقیتر باشد، انگیزه کمتری برای مشارکت در اقدامات مالی غیراخلاقی، مانند مدیریت سود دارد. با توجه به ادبیات موجود، سازوکارهای حاکمیت شرکتی، برای کاهش مشکل نمایندگی بین مدیران و سهامداران ایجاد شده است. این سازوکارها بهعنوان یک سیستم نظارتی، برای همسو کردن منافع مدیران با ذینفعان عمل میکنند و میتوانند به کاهش رفتار فرصتطلبانه مدیریت منجر شوند. هدف این پژوهش، بررسی وجود و جهتگیری ارتباط میان مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی و دو نوع مدیریت سود (واقعی و تعهدی)، بر اساس دیدگاه مدیریتی فرصتطلبانه و همچنین، بررسی اثر تعدیلگر سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر این ارتباط است. روش: بهمنظور آزمون و تحلیل فرضیهها، از دادههای تابلویی ۱۰۸ شرکت، از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰ و رگرسیون چندمتغیره با کنترل اثرهای ثابت سال و صنعت استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، پس از اعمال محدودیتهای در نظر گرفته شده است. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که میان افشای CSR و مدیریت سود تعهدی و واقعی، بهترتیب ارتباط مثبت و منفی وجود دارد. همچنین استقلال هیئتمدیره و مالکیت نهادی، ارتباط میان افشای CSR و مدیریت سود واقعی و تعهدی را بهترتیب تقویت و تضعیف میکنند. علاوهبر این، نتایج آزمون علیت معکوس، ارتباط دو طرفه میان افشای CSR و مدیریت سود را تأیید کرد. نتیجهگیری: با وجود مطالعه گسترده CSR در تحقیقات علوم اجتماعی، دلایلی که شرکتها به فعالیتهای CSR میپردازند و سرمایه زیادی را صرف آن میکنند، هنوز به توضیح و تبیین نیاز دارد. این ابهام را میتوان با حلقه مفقوده مدیریت سود مرتبط دانست. نتایج از فرضیههای پژوهش و دیدگاه فرصتطلبانه مدیریت در بستر ایران حمایت میکند. برای این منظور، مدیران از ابتکارهای CSR، برای دستکاری سود تعهدی استفاده کردهاند؛ اما بهدلیل اثرهای نامطلوب گسترده مدیریت سود واقعی بر عملکرد آتی شرکت، مدیران تمایل کمتری به استفاده از این نوع مدیریت سود داشتهاند. همچنین سازوکارهای حاکمیت شرکتی توانسته است در جهت تعدیل این اثرها، بهطور شایان توجهی عمل کند. این یافتهها پیامدهای مهمی برای سیاستگذاران، مدیران و سایر ذینفعان دارد، همچنین پیامدهای چشمگیری برای ذینفعان شرکتهای مختلف، از جمله مقامات نظارتی، سیاستگذاران، توسعهدهندگان استراتژی سازمانی شرکتها و دانشگاهیان به همراه دارد. به سیاستگذاران توصیه میشود به شرکتهایی که فعالیتهای CSR را فقط برای توسعه اجتماعی دنبال میکنند، پاداش دهند و در عین حال، مراقب شرکتهایی باشند که از فعالیتهای CSR برای پوشش مدیریت سود استفاده میکنند. همچنین مدیران میتوانند از نتایج این پژوهش برای پیادهسازی و تدوین استراتژیهای CSR استفاده کنند که به شفافیت مالی در هنگام انتشار و افشای اطلاعات مالی سازمان کمک میکند.