بررسی تمایز هستی شناسی حکمت متعالیه از حکمت مشایی و اشراقی بر پایه وجود رابط و مستقل

نویسندگان

1 دانشیار فلسه اسلامی دانشگاه شیراز

2 دانشگاه شیراز - دانشکده الهیات - گروه فلسفه و کلام اسلامی

doi
10.22061/orj.2021.1580
چکیده

ارائۀ شناخت متقن از جهان هستی، از اهداف محوری سه مشرب فکری مشایی، اشراقی و صدرایی بر پایه اصول و مبانی خویش است. سوال اساسی در این نوشتار این است که وجه تمایز هستی شناسی حکمت متعالیه صدرایی نسبت به دو مکتب مشایی و اشراقی چیست؟ در پاسخ باید توجه داشت که بارقه­های اصالت وجود در مکتب مشایی، برخلاف حکمت متعالیه، خالی از رسوبات تفکر ماهیت­گرایانه نیست‌. اصول هستی­شناسی این مشرب تحت تاثیر هیات بطلمیوسی نضج یافته است. مکتب اشراق نیز متاثر از نگرش اصالت ماهوی است. بدین قرار هستی­شناسی این دو مکتب مبتنی بر پایه­های لغزان است. حکمت متعالیه با ابتنای بر اصول مبرهنی همچون اصالت وجود، تبیینی متمایز از جهان و مراتب آن ارائه می­نماید. مبانی هستی­شناسی حکمت متعالیه بر پایه­های عقلانی استوار بوده و حتی قادر است برخی از مبانی عرفانی مانند وحدت وجود را نیز صبغه عقلانی بخشد و زمینه­های تقریب این دو مشرب را نیز فراهم نماید. صدرالمتالهین با مبنای اصالت وجود و تحلیل اصل علیت، امکان ماهوی را به امکان فقری بازگرداند و وجود را به مستقل و رابط تقسیم کرد. هستی­شناسی مبتنی بر این نگرش، انحصار در هستی را به ضلع نخست آن اختصاص می­دهد و از این رهگذر به مرز وحدت وجود نزدیک می­شود. بررسی و تعمیق این دستاورد با روش تحلیلی ـ مقایسه­ای از اهداف این نوشتار است. نتایج نشان می­دهد که هستی شناسی حکمت متعالیه برخلاف حکمت مشایی و اشراقی فارغ از رسوبات کثرت­زای ماهوی و مبتنی بر اصول مستحکم بوده و وحدت حقیقی هستی را بازنمایی می­کند.