فعالیتهای بااهمیت پایداری و خلق ارزش: تطبیق معیارهای SASB در محیط ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
2 استاد، کالج بازرگانی و اقتصاد فاگلمن، دانشگاه ممفیس، ایالات متحده آمریکا.
3 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
4 دانشیار، دانشکده آموزش و اقتصاد، دانشگاه یوله، سوئد.
doi
10.22059/acctgrev.2023.352763.1008771چکیده
هدف: بهتازگی، پایداری شرکتی با تمرکز بر محیط زیست و جامعه و حاکمیت، در کانون توجه سرمایهگذاران و ناظران سراسر جهان قرار گرفته است. در دهههای اخیر، شرکتها و سرمایهگذاران نهادی و گروههای حامی اجتماعی، به نوع جدیدی از سرمایهگذاریهای شرکتی تمرکز کردهاند که «سرمایهگذاری در فعالیتهای پایداری» نامیده میشود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سرمایهگذاری در فعالیتهای بااهمیت پایداری بر ارزشآفرینی شرکتهای موجود در صنایع نفتوگاز، فلزات، معادن و استخراج زغالسنگِ بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰ است.روش: در پژوهش حاضر فعالیتهای بااهمیت پایداری، از طریق مطابقتدادن فعالیتهای افشا شده در گزارش هیئتمدیره و یادداشتهای توضیحی با استاندارد SASB تعیین شده است. برای اندازهگیری ارزشآفرینی نیز، از دو معیار عملکرد مبتنی بر خلق ارزش، یعنی ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و ارزش افزوده بازار (MVA)، استفاده شده و نتایج آنها با معیار سنتی ارزیابی عملکرد، یعنی معیار بازده کل داراییها (ROA) و نیز معیار تلفیقی کیو توبین (Q-Tobin) مقایسه شده است. بعد از تقسیمبندی شرکتها به دو گروه مجزا، بر اساس میزان سرمایهگذاری در فعالیتهای بااهمیت پایداری و با استفاده از چهار روش برای اندازهگیری ارزشآفرینی، رگرسیونهای جداگانهای مبتنی بر دادههای تابلویی برآورد شد و در نهایت، از آزمون Z بوت استرپ کرامر، برای مقایسه قدرت تبیین مدلها استفاده شد. همچنین به مقایسه میانگین ارزشآفرینی هریک از دو گروه شرکتها با استفاده از آزمون تیتست گروههای مستقل پرداخته شد.یافتهها: بر اساس یافتهها، زمانی که از معیار ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار، برای اندازهگیری ارزشآفرینی استفاده میشود، قدرت تبیین مدلهای رگرسیونی بهتر از زمانی است که از معیار بازده کل داراییها و کیو توبین استفاده میشود. همچنین، میانگین معیارهای ارزشآفرینی در شرکتهایی که سرمایهگذاری بیشتری در فعالیتهای بااهمیت پایداری داشتهاند، بیش از شرکتهایی است که سرمایهگذاری کمتری در این گونه موارد دارند. نتیجهگیری: نتایج حاکی از این است که شرکتهایی که بیشترین سرمایهگذاری را در فعالیتهای بااهمیت پایداری دارند، در مقایسه با شرکتهایی که کمترین سرمایهگذاری را در این گونه فعالیتها دارند، از لحاظ ارزشآفرینی عملکرد بهتری دارند. در طول چند سال گذشته، مطالعات تجربی انجامشده در حوزه پایداری شرکتها، بهطور عمده به بررسی تأثیر پایداری بر عملکرد شرکتها پرداختهاند، این مقاله با در نظر گرفتن هدف اصلی پایداری که انتفاع کلیه ذینفعان است، معیارهای خلق ارزش را بهعنوان شاخص عملکرد شرکت در نظر گرفته و به بررسی اثر سرمایهگذاری در فعالیتهای پایداری بر ارزشآفرینی پرداخته است. همچنین، پژوهشهای تجربیای که در طول چند سال گذشته، به بررسی رابطه بین پایداری شرکتی و عملکرد شرکتها پرداختهاند، بدون تفکیک فعالیتهای بااهمیت و کماهمیت پایداری و بدون در نظر گرفتن اثرهای خاص صنعت انجام شدهاند، در حالیکه نهاد استانداردگذار SASB تأکید کرده است که همه شاخصهای پایداری، برای ذینفعان اهمیت یکسانی ندارند و نیز، موضوعات بااهمیت پایداری بر اساس صنعتی که شرکت در آن فعالیت دارد با یکدیگر متفاوتاند. به همین دلیل، پژوهش حاضر برای نخستینبار در ایران، پس از تطبیق معیارهای SASB (فعالیتهای بااهمیت پایداری) با فعالیتهای افشا شده در یادداشتهای توضیحی و گزارش فعالیت هیئتمدیره، اثر آنها را بر ارزشآفرینی توسط شرکتها بررسی و تحلیل کرده است. نکته شایان توجه دیگر اینکه، بهدلیل لزوم توجه به «نوع فعالیت» در بررسی عملکرد فعالیتهای پایداری شرکتها، پژوهش حاضر بر شرکتهای فعال در بخش استخراج و فراوری مواد معدنی بورس اوراق بهادار تهران متمرکز شده است. عملیات شرکتهای فعال در صنعت استخراج و فراوری مواد معدنی با تأثیری که بر محیط زیست میگذارند، میتوانند آثار سوء جبرانناپذیری داشته باشند.