نقش فاکتور درماندگی مالی در توضیح سودآوری صرف ارزش و اندازه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2023.351045.1008757چکیده
هدف: این پژوهش قصد دارد با استفاده از احتمال نکول کمپل، هیلشر و سیلاگی (۲۰۰۸) (امتیاز CHS) بهعنوان نماگر درماندگی مالی بازارمحور و امتیاز O اولسن (۱۹۸۰) بهعنوان نماگر مبتنی بر دادههای حسابداری، سودآوری خلافقاعدههای صرف ارزش و صرف اندازه را توضیح دهد. احتمال نکول کمپل و همکاران (۲۰۰۸) (امتیاز CHS)، در واقع نسخه خلاصهشده یک مدل اقتصادسنجی است که برای پیشبینی درماندگی مالی شرکتها در افقهای زمانی کوتاهمدت و بلندمدت استفاده میشود. در میان خلافقاعدههای بازار، صرف ارزش و صرف اندازه، توجه بیشتری را به خود جلب کردهاند. پژوهشگران در پژوهشهای قبلی متوجه وجود صرف ارزش در سهام شدند و دریافتند که سهام ارزشی در مقایسه با سهام رشدی، میانگین بازده بالاتری دارند. سهام ارزشی به سهام شرکتی اطلاق میشود که به نظر میرسد، نسبت به عوامل بنیادی آن با قیمت پایینتری معامله میشوند. ویژگیهای مشترک سهام ارزشی عبارتاند از: بازده سود نقدی بالا، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار بالا و نسبت P/E پایین. با این حال، سهام رشدی، اغلب گرانقیمت هستند و با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایین معامله میشوند. علاوه بر این، پژوهشگران به وجود صرف اندازه پی بردند که طبق آن، سهام کوچک بهتر از سهام بزرگ عمل میکنند. این پدیدهها به شکلگیری استراتژیهای سرمایهگذاری بر اساس صرف ارزش و صرف اندازه منجر شدند.روش: نمونه آماری شامل ۱۶۸ شرکت بورسی و فرابورسی طی بازه انتهای مهر ۱۳۹۰ تا انتهای شهریور ۱۴۰۰ است. در این پژوهش، در مجموع از ۳ مدل بهره گرفته شده است: ۱. مدل سهعاملی فاما و فرنچ؛ ۲. مدل سهعاملی بسطیافته با امتیاز CHS (کمپل و همکاران، ۲۰۰۸) و ۳. مدل سهعاملی بسطیافته با امتیاز O (اولسن، ۱۹۸۰).یافتهها: طبق یافتهها، ورود فاکتور درماندگی مالی به مدل سهعاملی فاما و فرنچ (۱۹۹۳)، عملکرد آن را در توضیح نوسانهای میانگین بازده سهام شرکتهای پذیرفتهشده ارتقا میدهد. در این بین، نماگر امتیاز CHS (کمپل و همکاران، ۲۰۰۸)، در مقایسه با نماگر امتیاز O (اولسن، ۱۹۸۰)، سهم بیشتری در افزایش قدرت توضیحدهندگی مدل مذکور دارد. همچنین، مشخص شد که هم در مدل اولیه فاما و فرنچ (۱۹۹۳) و هم در نسخههای بسطیافته آن، صرف ارزش عمدتاً در بین سهام ارزشی، چه کوچک و چه بزرگ، رؤیت میشود. اثر اندازه نیز پس از بسط این مدل، اهمیت خود را در بین سهام بزرگ ارزشی از دست میدهد؛ اما همچنان بهعنوان فاکتوری تأثیرگذار در توضیح نوسانهای میانگین بازده سهام کوچک ارزشی، سهام کوچک رشدی و سهام بزرگ رشدی، نقش ایفا میکند. نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده از پژوهش، وجود رابطه منفی و معنادار بین ریسک درماندگی مالی و بازده مازاد پرتفویهای تشکیلشده بر اساس اندازه و ارزش دفتری به ارزش بازار را اثبات و تأیید میکند که در بلندمدت، سهام شرکتهای درمانده مالی در مقایسه با همتایان سالم خود، بازدههای مازاد کمتری را محقق میسازند. این یافته میتواند مورد توجه سازمان بورس و اوراق بهادار، مؤسسههای حسابرسی، سرمایهگذاران و اعتباردهندگان قرار گیرد