شرح دلوز از رابطه امر واقعی و واقعیت برمبنای فعل‌های تخیل در نقد اول و سوم کانت

نویسندگان

1 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22061/orj.2021.1513
چکیده

هدف مقاله حاضر روشن‌کردن رابطه امر واقعی ‌و واقعیت در شرح دلوز بر مبنای فعل‌های تخیل از نقد اول و سوم کانت است. این رابطه، از رهگذر فعل‌های تخیل یعنی سنتز و شاکله در نقد اول و نیز تکوین در نقد سوم قابل توضیح است. مطابق خوانش دلوز، مولفة محوری در نقد اول کمیت اشتدادی، ریتم و شاکله است. او به جای کمیت امتدادی متوجه رابطه بین تغییرات بی‌نهایت کوچک کمیت‌های اشتدادی در خود ماده ادراک است. دلوز به واقعیت یعنی احساس بر مبنای کمیت اشتدادی زیر کمیت امتدادی و به ریتم در ادراک استتیکی به عنوان مبنای سنتز تکیه می‌کند. شاکله، قاعده‌ای است زمانی برای تولید مصداق مفهومی در تجربه. دلوز براین‌اساس، شکل‌گیری ایده یعنی امر واقعی را توضیح می‌دهد.تشریح امر والا، به‌هم‌ریختن سنتز بازتولید و از دست‌رفتن معیار اندازه‌گیری، تنظیم هماهنگی آشوب بر اساس ریتم، حد تخیل و نیز تکوین ایدة عدم‌تناهی در قوه فوق محسوس به تعبیری همان شدت محض است که پویایی‌های مکانی-زمانی، شدت‌ و روابط دیفرانسیل هستنده را رقم می‌زند و بنیاد فعل وی را تعین می‌بخشد. دلوز با تأکید بر فعل دیگری از تخیل، یعنی تکوین ایدة عدم‌تناهی یا امرواقعی در موقعیت‌های حدی، قادر می‌شود وجه معرفت‌شناختی تخیل را به هستی‌شناختی تغییر دهد.