تحلیل وجودشناختی رابطۀ خدا و جهان از دیدگاه ملاصدرا و افلاطون

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

doi
10.22061/orj.2021.1579
چکیده

اندیشه دربارۀ مبدا هستی و نحوۀ آفرینش جهان از مهمترین و قدیمی­ترین مسائل فلسفی است. این نوشتار می­کوشد با روش توصیفی– تحلیلی، مسالۀ رابطۀ خدا و جهان را در هستی­شناسی افلاطون و ملاصدرا بررسی کند و وجوه تشابه و تمایز آن را دریابد. پرسش اصلی این است که رابطۀ وجودی خدا با جهان از دیدگاه این دو فیلسوف چگونه است؟ تفاسیر مختلفی از دیدگاه افلاطون با توجه به بیان رمزی و تمثیلی­اش، ارائه می­شود. در تفسیر دقیقتر، خدای افلاطون علاوه بر نظم­دهندگی، دارای صفاتی چون تجرد، خیر، وحدت، ثبات، بخل نداشتن و زیبایی است که خدای ملاصدرا نیز متصف به این صفات است. ملاصدرا برخی صفات دیگر مثل معطی­الوجود و پاداش­دهندگی را نیز برگرفته از دین و عرفان برای خدا قائل است. او مخلوقات را با مراتب مختلف تشکیک وجودشان، عین ربط و فقر به وجود مستقل واجب­الوجود می­داند که در نظام وحدت شخصی وجود، آنها مراتب فیض و تجلی حق­تعالی هستند. رابطۀ خدا با جهان در سه تفسیری که از افلاطون ارائه می­شود، از سنخ رابطۀ ناظم با جهان منظم محسوسات و یا صاحب سایه با سایه و یا از سنخ رابطۀ عله­العلل با آفریده­هایش است. اما این رابطه در نظام تشکیک وجود ملاصدرا از سنخ رابطۀ وجود مستقل با وجودات ربطی و در نظام وحدت وجودی­اش از سنخ رابطۀ موجود با جلواتش است.