غایات وجودشناختی، ملاک طبقهبندی اقسام حکمت
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی؛ دانشگاه آزاد اسلامی، تهران؛ ایران، مدرس
2 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی؛ دانشگاه آزاد اسلامی، تهران؛ ایران
doi
10.22061/orj.2021.1499چکیده
یکی از زوایای درخشان اندیشههای علم شناسان مسلمان تأملات آنها در باب ملاک تمایز علوم است. رأی مشهور آن است که دو ملاک غایت و موضوع، ابزارهای تمایز دو یا چند علم از یکدیگر بودهاند. سؤال محوری این مقاله این است که آیا ملاکی که حکما برای تمایز علوم طرح کردهاند منشائی هستیشناختی داشته یا اعتباری صرف بوده است. بررسیهای این مقاله سه مسئله را روشن خواهدکرد: اولاً حکما از غایت، نهفقط بهمثابه ملاک تمایز دو یا چند علم؛ بلکه برای طبقهبندیِ کلانِ علوم (نظری و عملی) نیز از غایت بهره بردهاند. دوم آنکه این غایت، امری صرفاً اعتباری، قراردادی نیست؛ بلکه غایتی وجودشناختی است. سوم آنکه اگر غایتِ مذکور وجودشناختی و عینی است تمایز اقسام حکمت نیز، عینی و حقیقی است؛ و این بدان معناست که هیچیک از این دانشها نمیتواند نقش دیگری را بازی کنند. از نتایج مهم رویکرد هستیشناختی در تقسیم علوم بهویژه در حکمت عملی آن است که تفکیک تدبیر منزل از سیاست مدن تفکیکی حقیقی است و نمیتوان قواعد و اقتضائات این دو حوزه را در حوزۀ دیگر جاری دانست. فضایل و کمالات نفس، دستهای در اجتماع (حکمت مدنی) دستهای در حیات فردی (اخلاق) و دستهای در خانواده (حکمت منزلی) قابل تحصیل است. بدین ترتیب همانقدر که تفرد و حیات فردی اصیل است، خانواده و اجتماع نیز از اصالت برخوردارند و این، برخلاف رأی بسیاری از اندیشمندان فردگرای متأخر است.