کاربست روش پدیدارشناسی هرمنوتیکی در آشکارگی سرشت زیبایی نمونه مورد مطالعه: میدان نقش‌جهان

نویسندگان

1 استادیارگروه معماری، واحد دولت آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

2 استادیار و عضو هیأت علمی گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

3 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه فلسفه، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان

doi
10.22061/orj.2020.1397
چکیده

پرسش از سرشت زیبایی و اینکه چگونه فضاهای معمارانه کهن این سرزمین در نگاه مخاطبان خود به عنوان آثاری زیبا آشکار می­شوند؛ پرسش مهمی است که همواره مورد توجه پژوهشگران و متفکران این عرصه بوده است. این مطالعه بنای آن را دارد که این مقوله را از نگاهی دیگر؛ و البته بنیادی­تر مورد تفکر قرار دهد. لذا سعی شده با صورت­بندی و کاربست روش تفکر پدیدارشناسانه هایدگر، در راه آشکارگی بیشتر و تفکری عمیق­تر بر سرشت زیبایی در یک از فضاهای زیبای معماری گذشته گام برداشته شود. در این راه، روشن­سازی ذات زیبایی نه از طریق تفکر مفهومی، که با رجوع به خود اثر معماری صورت می­گیرد. ما میدان نقش جهان را به عنوان یکی از آثار شاخص و زیبای اصفهان عصر صفوی مورد خوانش قرار دادیم تا به این پرسش پاسخ دهیم که میدان به عنوانِ چه اثری در احساسات و تجربه زیباشناسانه مخاطبان خود آشکار می­شود؟ در نهایت، تفسیر تجربه­های زیباشناسانه مخاطبان مؤلفه­هایی همچون آزادی­خاطر، آرامش، قداست، صداقت، معنویت، زندگی، انکشاف، تازگی، منطق و غیره، را ظاهر ساخت که نشان­دهنده آن است که میدان نقش­جهان به مثابه اثری هنری، انسانی، طبیعت­گرا، کارکردگرا، اخلاقی و خاطرانگیز برای مخاطبان تجلی کرده و تجربه­های زیبا و لذت­بخشی را آفریده است.